ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
93
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
مباركات افزودند . امشب كه شب جمعه است به خانهء جناب متولى باشى موعودم . امّا بعضى از موانع مزاجيه و منزليه مانع است . بعد از زيارت فرستاده ، عذر خواستم . روز جمعه بيست و چهارم : نماز ظهر را در مسجد امام حسن عليه السلام گزارده به نماز و زيارت و دعا گذشت . چيزى كه در تابستان و زمستان براى زوار حضرت معصومه ( ع ) اسباب زحمت است ، طى مسافت از مسجد امام حسن عليه السلام است تا آستانهء مقدسه كه تقريبا پانصد قدم مىشود كه يك طرف آن دكاكين فخارى فروشى و غيره است و يك طرف آن قبرستان . چنانچه حسب الارادهء اولياى دولت قاهره اين مسافت بازارچه مىشد ، هم براى ديوان همايون نافع بود و هم براى زوار افاقهء تمام داشت كه نبايد در تابستان آفتاب بخورند و در زمستان به گل و لاى بيفتند . امشب مكارى وعده داده كه بار كند بعد از آمدن به منزل معلوم شد غدر « 72 » كرده و عذر خواسته است . شنبه بيست و پنجم : باز به زيارت و دعا گذرانده ، در مقابر عمومى فاتحات منظور شد ، از قرارى كه علما نوشته و عرفا تصديق داشتهاند ، چهار صد و چهل و چهار امامزادهء جليل القدر و قريب نهصد نفر عالم محدث در اين مقابر مدفونند . رحمهم اللّه جميعا . يكشنبه بيست و ششم : امروز به ديدن جناب اعتضاد الدوله كه تازه از ييلاق آمده بودند ، رفتم . جمعى از علماى كاشان كه از جمله ميرزا فخر الدين پسر مرحوم مغفور حاجى ملا محمد مجتهد بود و از محمد حسنخان ترك حاكم كاشان رنجيده ، به قم آمده بودند ، آنجا بودند . خيلى صحبت شد . كلّيهء اهالى قم و كاشان از حكومت اعتضاد الدوله از هر جهت راضيند . شب دوشنبه : مكارى آمده ، شبگير شد . و از شرّ بز و دزد كاروانسراى ميرزا حبيب اللّه خلاص شدم . تفصيل اين بز و دزد اين است . حكايت : مردكهء دالاندار دو نفر شاگرد و چهار رأس بز دارد . صنعت شاگردان آنست كه روزى كه زائر يا مسافر در اين خان منزل كرده ، مىخواهد شب يا صبح ديگر برود . از صبح تا شام سه چهار فقرهء توبرهء الاغ يا افسار قاطر يا جل اسب او گم مىشود . و بيچاره علاوه بر كارهاى سفرى خود كه بايد لا محاله صورت بدهد ، گرفتار گشتن و جستجو كردن مىگردد . دالاندار متدينانه او را آواز داده ، آن شيئى مفقودى او را به او رد مىكند كه فلانجا افتاده بود يا
--> ( 72 ) - غدر كردن : بيوفايى كردن . . . فرهنگ معين .