ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )
85
گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )
مىدادند . [ بيت ] در هواى تو به جان گرد جهان مىگرديم * پا ، چه باشد ، به سر ، اى روح روان مىگرديم صفيه دختر مالك اشتر عليه الرحمه كه در سيستان بر سر خان و مان و سرور خانمان پدر بود و گويا از زادهء حضرت خير البشر امام حسين عليه السلام به او اشارتى رسيده بود كه اگر كسان خود را به امداد ما فرستى نيك و به حسن قبول نزديك باشد . چه اين طايفهء نابكار با عترت رسول مختار غدر نموده ، به هيچوجه دست از مقاتلت باز نمىدارند . و آبروى مردمى برده ، آبى را كه ددّ و دام مىنوشند بر روى ما بستهاند . صفيهء با لشگرى كه مقدور بود عزيمت عراق عرب نموده ، چون به چهل حصاران كه نام قلعهء نخستين كاشان بود ، رسيد مسموع وى افتاد كه جمعى از جنود لشگر عنود بنى اميه لعنهم اللّه تعالى بدين صفحات رسيدهاند و در عالم واقعه نيز به شرف پايبوس حضرت امير المؤمنين على عليه السلام رسيده به او مىفرمايند كه كار حسين من ، از امداد گذشته و خود اولاد و اتباع او شهيد گشتهاند . زحمت سفر مكش ولى اينك هفت سر از رئوس شهدا و يك دست از فرزند من عباس ( ع ) در دست لشگر ضلالت اثر است ، اگر توانى آنها را مأخوذ داشته در محلى كه نشان دست ما بينى مدفون نماى و بر گرد اين آبادى به گرده آنچه كاهفشان شده ، حصارى كشيده ، به يادگار گذار . صفيه چون از خواب برخاست « 66 » غموم جهان را بر خاطر خويش مستولى يافته ، سراسيمه به هر سو همى نگريست ناگاه يكپارچه سنگ مرمر يافته كه جاى پنجهء مبارك بر آن نقش بود آن را نشان نموده ، كس نزد قشون فرستاده ، دست مبارك حضرت عباس و رئوس شهدا عليهم السلام را مطالبه نمود و چون مضايقه كردند ، مبالغه نمود و آخر الامر كار به مقابله و محاربه انجاميد و به هر نحو بود دست مبارك و رئوس مباركه را منتزع نموده ، در محل مقرر دفن كرد ، و قلعه را نيز بنياد نموده ، كاه فشان نام نمود كه رفتهرفته كاشان مشهور شده ، قبر خود صفيه نيز در قرب رئوس شهدا واقع است و مقبره و بقعهء مختصر هم بر رئوس شهدا قرار داده . امّا تفصيل بقعهء هرون بن موسى عليهما السلام اينست كه بعد از شهادت حضرت امام رضا عليه السلام كه به امر بنى العباس متعرض ذريه حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام مىشدند ، هفت نفر از
--> ( 66 ) - متن : برخواست .