اسد الله معطوفى
29
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
روزافزون آهن در ميان انسانها بود . ورود مهاجرين آريايى تغييرات اجتماعى زيادى را به همراه داشت كه يكى از آنها مكان دفن و وضعيت تدفين مردگان آنها بود كه بر فرهنگ و گرايش بوميان ايران نيز تاثير نهاد . مثلا در سيلك كاشان ظروف خاكسترى سياه به يكباره در زندگى اهالى اين ناحيه پديدار شد . اتفاقا اين موضوع در مورد محوطههاى باستانى ( از جمله تپههاى ) منطقه استراباد و گرگان هم مصداق عينى يافت ، چرا كه از محل قبور لايه دوم تورنگتپه استراباد سفالهاى زيادى بدست آمد ، در صورتى كه قبل از آن چنين نبود . مورد ديگر آنكه پس از تاريخ مهاجرت آريايىها به سوى شمال و شمال شرقى ايران ، نوع جمجمههاى قبور اين مناطق از جمله استراباد فرق محسوسى كرد . مثلا جمجمههاى بدست آمده از قبور شاهتپه استراباد از نوع دوليكوسفال ( دراز جمجمهها ) بوده كه متعلق به هزار سوم قبل از ميلاد است . 8 يا مثلا براساس كاوشهاى انجامشده در تپه حصار معلوم شده است كه در دوره اول تپه حصار تا اواسط دوره دوم ، مردگان را به جانب مشرق ، يعنى به طرفى كه خورشيد از آنجا طلوع مىكرد مىخواباندهاند . در صورتى كه در اواخر دوره دوم و در تمام دوره سوم يعنى دورههايى كه مقارن با ظهور ظرفهاى خاكسترى رنگ و هجوم قبايل جديد از طرف شمال شرقى مىباشد ، اين رسم به كلى از بين رفته و قاعده معينى جهت خواباندن مردگان رعايت نمىشده است . بر اين نكته تاكيد مىشود كه آثار گردونه خورشيد در اشكال مختلف و نيز اعتقاد به مظاهر طبيعت از جمله خود خورشيد ( الهه درخشان آسمان ) بعنوان بينشى آئينى حتى پس از مرگ ، سخت مورد توجه بوده است . 9 جالب آنكه بر روى بسيارى از سنگ مزارهاى مناطق كوهستانى و كوهپايهاى خطه گرگان ( بويژه سنگهاى ناحيه كوهستانى دهنه محمدآباد كتول و منطقه رادكان ) نمادهائى از نقوش خورشيد به خوبى مشهود هستند . بطور كلى در اين دوران ( عصر آهن ) به خاك سپردن مردگان ارتباط مستقيم به آيينها و اعتقادات اهالى همان ناحيه داشت . در كليه تپههاى مربوط به عصر آهن در فلات مركزى ايران ، نحوه تدفين با وضعيت خورشيد ارتباط مىيافت . بعلاوه بستگان نزديك اموات براى مردگان خود براى استفاده در دنياى ديگر ، غذا و لوازم ديگر زندگى را در گور در كنار آنها قرار مىدادهاند . وجود نوعى ميوهخورىها و ظروف ديگر حجتى است كه نشان مىدهد در هزاران سال قبل براى مردگان علاوه بر غذا و آشاميدنىها ، ميوه و تنقلات نيز مىگذاشتند . تعدادى از ظروف سفالين نيز كه حاوى بقاياى استخوان گاو و گوسفند و بز