اسد الله معطوفى

119

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

آناهيتا ، ناهيد ، آناهيد ، خدائى بود كه به قول عده‌اى از مورخين ، از سوى بين النهرين مخصوصا بابل و سومر كه آن‌را « ايستار » يا « ايشتار » مىخواندند ، به ايران آمد . همين الهه در فينيقيه آستارت و در يونان آفروديت ( الهه عشق ) ، در هند شيتالا و در مصر حتحور ( آفريننده جهان ) ناميده مىشد . 46 بعلاوه همين ربه النوع در بابل و آشور پس از مردوك ، مهمترين ايزد عشق ، فراوانى و گاه جنگ محسوب مىگرديد . 47 به اعتقاد گروهى از مورخين و پژوهشگران ، الهه مادر ، خدابانو يا مادر خدائى كه در اكثر نقاط جهان وجود داشت ، متعلق به فرهنگ دوران پالئولتيك ( پارينه سنگى ) ، اواخر عهد شكار و دوران آغازين زندگى كشاورزى بود . برهنگى ، عيان كردن سينه‌ها ، شكم و دستگاه تناسلى مبين وظايف بارورى و تولد آن‌ها محسوب مىشد . تصوير چند نمونه از اين ايزد بانوى منطقه گرگان را كه كاملا عريان و با مشخصات يادشده هستند ، در صفحات قبل ارائه داده‌ايم . اصولا عواملى كه در احترام به زنان مخصوصا در نقوش و هنر عصر نوسنگى ظاهر شدند ، مختلف بودند . مثل : زايش ، بارورى ، ازدياد جمعيت ، نگهدارى از آتش در غار ( بويژه پس از كشف آتش ) ، مراقبت از بچه‌ها ، تمتع جنسى و آزاد كردن وقت مردان براى شكار . 48 اين وضع تا پايان عصر شكار ، جمع‌آورى غذا و آغاز روابط توليد مبتنى بر كشاورزى و سپس محور قرار گرفتن مردان در توليد غذا ادامه يافت . آناهيتاپرستى در ايران بوسيله اردشير دوم هخامنشى به اوج خود رسيد و پرستش پيكرهاى او در نقاط بلند كوهستانى و در معابد شوش ، كنگاور ، تخت‌جمشيد ، هگمتانه ، بابل ، دمشق ، بلخ و بسيارى از نقاط ديگر رواج يافت . 49 تعدادى از معابد آناهيتا پس از هخامنشيان يعنى در دوره اشكانى و ساسانى هم مورد توجه قرار گرفته بودند . وجود گورهاى اشكانى در بخش خاورى معبد آناهيتاى كنگاور دليلى است بر اين مدعا . اما دامنه پرستش آناهيتا به خطه هيركان يا وهركان ( گرگان ) هم به چند دليل كشيده شده بود . ابوريحان در اين باب مىنويسد : « . . . ملوك گرگان لقب آناهبذ داشتند و استراباد را در قديم استرك نيز مىناميدند » . 50 برخى از پژوهشگران متاخر نيز كلمه استارآباد را ادغام و ابدال كلمه آناهيتا ، ايشتار ، ايستار ، استار ، و استراباد دانسته و حتى كلمه استراباد را « شهر آناهيتا » معنى كرده‌اند . 51