اسد الله معطوفى
1085
سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )
قراولان مسلح بنا شده بودند . در چهار قسمت اين باروها هم كه : « 6000 گز و 9000 قدم » بود دروازههائى بدينشرح قرار داشتند 1 - دروازه فوجرد و دنگكوبان 2 - دروازه مازندران ( در حاشيه فلكه مازندران ) 3 - دروازه چهلدختران ( در ضلع شمال شرقى فلكه امامرضاى فعلى ) 4 - دروازه بسطام ( در محل فلكه كاخ فعلى شهر گرگان ) . البته دروازههاى كوچك درون محلات هم وجود داشتند مثل دروازه كوچك بين محلات قلعه كهنه و ميخچهگران و دروازه كوچه گذر شيركش دوم . اين دروازهها هم شبها بسته مىشد تا اهالى محلات از شر رقابتهاى طايفهاى و نيز تهاجمات و قتل و غارت تراكمه به درون شهر در امان بمانند . در قسمت بيرونى شهر ، دور در دور اين باروها و دروازهها خندق عميقى حفر شده بود كه از خاك برداشتشدهء آن در حقيقت باروى شهر را برآورده بودند . آب اين خندق هم مخصوصا در زمان احتمال خطر حمله دشمنان بويژه از سوى شمال ( هپتالها در عصر ساسانيان ، اوزبكان در قرن 9 و 10 و تراكمه از عصر صفويه تا اوايل عصر رضا شاه ) ، بوسيله آب رودخانه زيارت ( خاصهرود - خواستهرود ) كه از حاشيه دروازه بسطام وارد خندق مىشد ، پر مىگرديد . همين خندق بود كه پس از قرنها استفادهء از آن بعنوان يكى از استحكامات دفاعى شهر ، سرانجام بخاطر تعفن شديد و بيمارىزا بودن ، بدستور رضا شاه در يكى از سفرهايش به استراباد به سال 1307 خورشيدى ، بخش اعظم آن پر گرديد . البته يك بخش كوچك آن تا سال 1345 خورشيدى در انتهاى بخش جنوبى محله قلعه كهنه هنوز به چشم مىخورد كه خود نگارنده در دوران كودكى آنرا بعينه ديده بود . در مسير خندق يادشده و در زمان پركردن آن ، بسيارى از افراد و اهالى ناآگاه و بىمبالات سنگ مزارهاى با ارزش را به همراه خاك و خاشاك دفن كردند ، مخصوصا در حوالى گورستان امامزاده عبد الله ، خوجه خضر و گورستانهاى گذرهاى محلات ميدان ( مثل مير كريم و شازده قاسم ) اين مسئله بارزتر بود . حال با اين شرح و توصيفات ، به معرفى انواع گورستانهاى درونشهرى و برونشهرى استراباد و سنگ مزارهاى بيادگارمانده از آنها مىپردازيم .