أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

50

فتوح البلدان ( فارسى )

در امور آن ، و به نفع صاحبان آن ، را به ايشان سپرده - تسليم دارد . از اين رأى امير المؤمنين ، كه خداوند در باب اطاعت از خويش و توفيق در نزديكى به خود و رسول الله ( ص ) به وى الهام كرده ، آگاه باش و از سوى خود به ديگران آگاهى ده ، و با محمد بن يحيى و محمد بن عبد الله چنان رفتار كن كه با مبارك طبرى داشتى ، و در امورى كه اداره و عمران و فراوانى حاصل آن ايجاب كند ، به ايشان عنايت داشته باش ان شاء الله و السلام . روز چهارشنبه دو شب مانده به آخر ذى القعده سال دويست و ده تحرير يافت . چون المتوكل على الله به خلافت رسيد فرمان داد كه وضع فدك به وضع فدك به حالى كه پيش از مامون بود باز گردد . كار وادى القرى و تيماء گفته‌اند كه رسول الله ( ص ) در بازگشت از خيبر به وادى القرى آمد و اهل آن را به اسلام دعوت كرد . آنان امتناع كرده به نبرد پرداختند و رسول الله ( ص ) آن مكان را به عنوه فتح كرد و خداوند اموال اهل آن را غنيمت وى ساخت و مسلمانان را اثاث و امتعه نصيب شد . رسول الله ( ص ) آن را تخميس كرد و نخلها و اراضى را در دست يهوديان باقى نهاد و ايشان را بر همان قرار كه با اهل خيبر داشت عامل قرار داد . به قولى عمر يهود آن بلد را براند و آن جاى را ميان كسانى كه در جنگ شركت داشتند قسمت كرد ، و به قولى ديگر ايشان را از آن مكان نراند چه از حجاز بيرون بود . اكنون آن بلد به قلمرو مدينه و نواحى آن افزوده شده است . جمعى از اهل علم مرا خبر دادند كه رفاعة بن زيد جذامى غلامى