أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

51

فتوح البلدان ( فارسى )

را به رسول الله ( ص ) هديه كرد كه وى را مدعم گفتندى ، و در غزوهء وادى القرى ، به هنگامى كه بار رسول الله ( ص ) را به زمين مىنهاد ، تيرى كه پرتاب كننده‌اش دانسته نبود به وى اصابت كرد . آنگاه گفته شد : اى رسول خدا مبارك باد بر غلامت ، تيرى به وى خورد و شهيد شد . گفت : هرگز ، آن ردايى كه روز خيبر از غنائم برداشت ، بر او آتش خواهد افروخت . شيبان بن فروخ از ابو الأشهب و او از حسن روايت كرد كه به رسول الله ( ص ) گفته شد فلان دلاور شهادت يافت . گفت در عبايى كه به خيانت برگرفت به آتش كشيده خواهد شد . عبد الواحد بن غياث از حماد بن سلمه و او از جريرى و او از عبد الله بن سفيان و او از حبيب بن شهيد و او از حسن حكايت كرد كه به رسول الله ( ص ) گفته شد مباركت باد ، فلان دلاور شهيد شد . پس او گفت در عبايى كه به خيانت گرفت به آتش كشيده خواهد شد . گويند كه چون اهل تيماء از كار رسول الله ( ص ) در مقهور ساختن مردم وادى القرى آگاه شدند ، با وى به شرط جزيه مصالحه كرده در بلاد خود ماندند و اراضى خويش را حفظ كردند . رسول الله ( ص ) عمرو بن سعيد بن عاصى بن اميه را بر وادى القرى والى ساخت و پس از پيروزى يزيد بن ابى سفيان را بر تيماء ولايت داد و او همان روز فتح تيماء اسلام آورده بود . عبد الاعلى بن حماد نرسى از حماد بن سلمه و او از يحيى بن سعيد و او از اسماعيل بن حكيم و او از عمر بن عبد العزيز روايت كرد كه عمر بن خطاب مردم فدك و تيماء و خيبر را كوچانيد و گفت كه جنگ رسول الله ( ص ) با اهل وادى القرى در جمادى الاخر سال هفت انجام گرفت . عباس بن هشام كلبى از پدر خود و او از جدش روايت كرد كه رسول الله ( ص ) زمينى را به طول پرتاب تازيانه‌يى در وادى القرى اقطاع حمزة بن نعمان بن هوذهء عذرى قرار داد ، و او بزرگ