أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
43
فتوح البلدان ( فارسى )
دويست بار و ابو بكر و عمر و حسن و حسين و جمعى ديگر و همچنين اولاد مطلب بن عبد مناف را تعدادى بارهاى معين مقرر داشت ، و سند ثابتى از اين بابت بنوشت . وليد از واقدى و او از افلح بن حميد و او از پدر خويش نقل كرد كه گفت عمر بن عبد العزيز توليت كتيبه را به من داد و ما سهمى ورثهء اطعامشوندگان را همى داديم و جزء آمار ما بودند . محمد بن حاتم سمين از جرير بن عبد الحميد و او از ليث و او از نافع روايت كرد كه رسول الله ( ص ) خيبر را در ازاى نيمى از محصول به اهل آن واگذارد كه در مدت زندگانى رسول الله ( ص ) و ابو بكر و آغاز خلافت عمر در دست ايشان باقى بود . سپس عبد الله بن عمر براى كارى نزد ايشان آمد و آنان شبانه بر وى حمله بردند . پس عمر ايشان را از آن سرزمين اخراج كرد و آن را ميان مسلمانانى كه در آنجا حضور داشتند قسمت كرد و براى زنان پيامبر ( ص ) سهمى در آن قرار داد و گفت هر يك از شما كه خواهيد توانيد از ثمره سهم گيريد و هر كدام كه خواهيد ملك برگيريد ، و اين براى خود و ورثهء ايشان بود . حسين بن اسود از ابو بكر بن عياش و او از كلبى و او از ابو صالح و او از ابن عباس روايت كرد كه گفت خيبر به يك هزار و پانصد و هشتاد سهم تقسيم شد و تعداد مردان نيز يك هزار و پانصد و هشتاد بود كه از اين شمار ، آنان كه در حديبيه حاضر بودند يك هزار و پانصد و چهل تن و تعدادى كه با جعفر بن ابى طالب به سرزمين حبشه رفته بودند چهل مرد بودند . حسين بن اسود از يحيى بن آدم و او از ابو معاويه و او از هشام بن عروه و او از پدر خويش روايت كرد كه رسول الله ( ص ) زمينى با نخل و اشجار در خيبر اقطاعا به زبير داد .