أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

42

فتوح البلدان ( فارسى )

آنان گفتند آسمان و زمين به همين گونه استوار باشد . قاسم بن سلام از عبد الله بن صالح مصرى و او از ليث بن سعد و او از يونس بن يزيد و او از زهرى روايت كرد كه پيامبر ( ص ) خيبر را به عنوه و پس از جنگ بگشود ، پس آن را تخميس كرد و چهار پنجم ديگر را ميان مسلمانان قسمت كرد . عبد الاعلى بن حماد نرسى ما را حكايت كرد كه از مالك بن انس خواندم كه از قول ابن شهاب روايت كرده بود كه رسول الله ( ص ) فرمود : در جزيرة العرب دو دين قابل جمع نخواهد بود . پس عمر بن خطاب رضى الله عنه در اين باب تفحص كرد و چون اطمينان و يقين يافت كه رسول الله ( ص ) گفته است در جزيرة العرب دو دين جمع نخواهد شد يهود را از خيبر براند . وليد بن صالح از واقدى و او از شيوخ خود روايت كرد كه رسول الله ( ص ) از سهم خود در خيبر اطعام « 1 » مقرر داشت . پس براى هر يك از زنان خود هشتاد بار خرما و بيست بار جو قرار داد و براى عموى خود عباس بن عبد المطلب رضى الله عنه

--> ( 1 ) . اطعام به معنى طعمه قرار دادن است ، و در اين مقام هيچيك از دو لفظ به معنى رايج در زبان فارسى به كار نرفته بلكه اصطلاحات حقوقى معينى هستند كه بر حسب مورد به معانى زير به كار مىرفته‌اند : الف ) رزق و مقررى سالانه كه از حاصل و درآمد ملك معينى در حق كسى برقرار شود . ب ) حق انتفاع ما دام العمر از ديه و ملك معين ( چيزى مشابه عمرى در حقوق مدنى امروز ايران ) در اين معنى واژهء طعمه و مصدر اطعام به مفهوم اقطاع نزديك مىشود . ج ) خراج ملك كه به كسى واگذار شود تا براى هزينهء خود بگيرد . د ) عاريه دادن ملك براى زراعت و استفادهء موقت عاريه گيرنده .