أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

41

فتوح البلدان ( فارسى )

باشد . و گفت كه اهل خانه‌يى در آن قلعه با رسول الله ( ص ) بر سر تشدد و قهر بودند و او به آنان گفت دشمنى شما را با خداوند و رسولش همى دانم ، لكن اين معنى مرا از آن باز نمىدارد كه آنچه به دوستانتان دادم از شما دريغ دارم . و شما با من وعده كرديد كه اگر چيزى را پنهان داريد خونهايتان بر من حلال شود ، اكنون جامهاى « 1 » شما چه شد ؟ گفتند آن را در جنگ خود صرف كرديم . پس به فرمان وى اصحاب به مكانى كه آن اشياء در آن بود رفتند و بكاويدند و بيافتند ، و آنگاه گردنهاى ايشان را بزد . عمرو ناقد و محمد بن صباح از هشيم و او از ابن ابى ليلى و او از حكم بن عتيبه و او از مقسم و او از ابن عباس روايت كرد كه رسول الله ( ص ) اراضى و نخلهاى خيبر را در ازاى نيمى از محصول در دست اهل آن بلد باقى نهاد . محمد بن صباح از هشيم بن بشير و او از داود بن ابى هند و او از شعبى نقل كرد كه رسول الله ( ص ) در قبال نصف فوائد ، خيبر را به اهل آن واگذارد ، و عبد الله بن رواحه را براى ارزيابى حاصل خرما - و يا نخل - گسيل داشت و او اين كار بكرد و آن را به دو نيمه تقسيم نمود و ايشان را مخير ساخت كه هر يك را خواهند برگيرند و آنان گفتند آسمان و زمين به همين عدل بر پاى ايستاده است . جمعى از اصحاب ابو يوسف ما را حكايت كردند كه ابو يوسف از مسلم اعور و او از انس روايت كرد كه عبد الله بن رواحه به اهل خيبر گفت اگر خواهيد من ميزان گيرم و شما را در انتخاب مخير سازم و اگر خواهيد شما چنين كنيد و مرا مخير سازيد .

--> ( 1 ) . در اينجا واژهء آنيه به كار رفته كه به معنى ظروف و جامها و گلدانها است ، لكن شايد در اصل وانيه بوده است كه به معنى رشتهء مرواريد و در است ( هر چند مترجم لفظ وانيه و ترديد در اين باب را جاى ديگرى مشاهده نكرده است ) .