أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
40
فتوح البلدان ( فارسى )
حسين بن اسود از يحيى بن آدم و او از حماد بن سلمه و او از يحيى بن سعيد و او از بشير بن يسار نقل كرد كه رسول الله ( ص ) خيبر را به 36 سهم قسمت كرد . هجده سهم به خاطر هزينهها و امور مردم و پذيرايى از هيأتها كه بر عهده رسول الله ( ص ) بود سهمى او شد و هجده سهم ديگر نيز تقسيم شد كه هر سهم به يكصد مرد رسيد . حسين از يحيى بن آدم و او از عبد السلام بن حرب و او از يحيى بن سعيد روايت كرد كه گفت شنيدم بشير بن يسار مىگفت : تقسيم خيبر به سى و شش سهم و هر سهم مشتمل بر صد سهم ديگر بود . از آن ميان هجده سهم نصيب مسلمانان شد كه بين خود تقسيم كردند و از آن تقسيم سهم رسول الله ( ص ) مساوى هر يك از ايشان بود ، و هجده سهم ديگر براى افراد و هيأتهايى كه بر رسول الله ( ص ) وارد مىشدند و مخارجى كه بر عهده داشت اختصاص يافت . عمرو ناقد و حسين بن اسود مرا گفتند كه وكيع بن جراح از عمرى و او از نافع و او از ابن عمر روايت كرد كه رسول الله ( ص ) ابن رواحه را به خيبر فرستاد و او نخلها را بر ايشان به ميزان گرفت و سپس آنان را مخير ساخت كه آن را بپذيرند يا رد كنند و آنان گفتند اين حق است و آسمانها و زمين بر همين اساس استوار است . اسحاق بن ابى اسرائيل از حجاج بن محمد و او از ابن جريح و او از قول مردى از اهل مدينه روايت كرد كه پيامبر ( ص ) با اولاد ابو الحقيق مصالحه كرد بر اين شرط كه گنجى را پنهان ندارند و ايشان آن را كتمان كردند پس خونهايشان حلال شد . ابو عبيد از على بن معبد و او از ابو المليح و او از ميمون بن مهران روايت كرد كه اهل خيبر براى خود و فرزندانشان امان گرفتند ، بر اين قرار كه آنچه درون قلعه بود از آن رسول الله ( ص )