أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
32
فتوح البلدان ( فارسى )
خداى پاداش دهد بنو جعفر را كه چون موزههاى ما بلغزيد و فرو غلتيديم ميان آنان كه لگدكوبمان كردند و گذشتند روى بر ما ترش نكردند ، حالى كه گر مادرانمان بديده بودند مر آن زحمتى كه ايشان بهر ما كشيدند ، به راستى كه خاطر پر ملال مىداشتند صاحب دولتان بسيارى از ايشان و همهء مهتران قوم ما را به خيمههاى خويش ببردند و گرما و سرپناه عطا كردند . حسين از يحيى بن آدم و او از قيس بن ربيع و او از هشام بن عروه و او از پدر خويش حكايت كرد كه رسول الله ( ص ) زمينى از زمينهاى نخل دار بنو نضير براى زبير بن عوام اقطاع قرار داد . حسين از يحيى و او از يزيد بن عبد العزيز و او از هشام بن عروه و او از پدر خود حكايت كرد كه رسول الله ( ص ) از اموال بنو نضير اقطاعاتى قرار داد و زبير را اقطاع داد . محمد بن سعد كاتب واقدى از انس بن عياض و عبد اللّه بن نمير و ايشان از هشام بن عروه و او از پدر خويش روايت كرد كه پيامبر ( ص ) زمينى از اموال بنو نضير را كه در آن نخلستان بود اقطاع زبير قرار داد ، و ابو بكر جرف را اقطاعا به زبير سپرد . انس در روايت خود گويد كه آن
--> براى خود جستجو مىكرده است كه از آن جمله قبيلهء بنو جعفر بن كلاب - منشعب از قوم عامر - بوده است . ضمن يكى از اين يورشها كه به فرماندهى زيد الخيل طائى در محلى به نام محجر ( يا محجن ) صورت گرفت مردان عشيرهء غنى منكوب شدند و قبيلهء ايشان آسيب فراوان ديد و گلههاى زياد و شمارى از زنان خود را از دست دادند . در اين واقعه بنو جعفر به يارى عشيره آمدند و خستگان و زخميان را نزد خود بردند و دلسوزى بسيار نشان دادند . اشعار متن دربارهء همين حادثه است و شاعر بنو جعفر را مهربانتر از مادر وصف كرده است .