أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

33

فتوح البلدان ( فارسى )

زمين موات بود و عبد اللّه بن نمير در حديث خود گويد كه عمر تمامى عقيق را اقطاع زبير قرار داد . اموال بنو قريظه گويند : رسول الله ( ص ) شبهايى از ذو القعده و چند شب از ذو الحجه سال پنجم را به محاصرهء بنو قريظه پرداخت و حصار ايشان پانزده شبانه به درازا كشيد . آنان از جمله كسانى بودند كه در غزوهء خندق بر ضد رسول الله ( ص ) اعانت كرده بودند ، كه آن غزوهء احزاب بود . سپس به داورى وى تن در دادند و سعد بن معاذ اوسى بر ايشان داورى كرد و حكم چنين داد كه هر كه تراش تيغ بر او جارى شده « 1 » كشته شود و زنان و كودكان به اسارت در آيند و اموالشان ميان مسلمانان بهر گردد . پس رسول الله ( ص ) آن را تنفيذ كرد و گفت همانا حكم به رأى خداوند و رسول او دادى . عبد الواحد بن غياث از حماد بن سلمه و او از هشام بن عروه و او از پدر خويش و او از عائشه روايت كرد كه رسول الله ( ص ) چون از جنگ احزاب فارغ شد ، به مكان شستشوى درآمد تا تن خود بشويد ، پس جبرئيل نزد او آمد و گفت يا محمد سلاح جنگ باز كرديد و ما هنوز سلاح خود زمين ننهاده‌ايم ، به جنگ بنو قريظه بشتاب . عائشه گفت اى رسول الله ، من او را از خلال در بديدم و غبار بر سرش نشسته بود .

--> ( 1 ) . كنايه از رسيدن به سن بلوغ است . احتمال مىرود در آن زمان يهوديان - و شايد نصارى نيز - بر حسب سنت هنگام رسيدن به سن بلوغ موى مىسترده‌اند ( رك : توراة ، سفر داوران ، باب 13 ، آيهء 5 و باب 16 ، آيهء 17 ) .