أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

20

فتوح البلدان ( فارسى )

را از اصحابمان نمىشناسيم نظرى جز اين داشته باشد كه به معدن زكات چار يك از يك دهم تعلق مىگيرد . مصعب از زهرى روايت كرده است كه مىگفت معادن را زكات است و نيز از او روايت شده كه بر معادن خمس قرار مىگيرد و اين قولى است همانند گفتهء اهل عراق . ايشان امروزه از معادن فرع و نجران و ذو المروة و وادى القرى و غير آن خمس مىگيرند كه اين بر پايه قول سفيان ثورى و ابو حنيفه و ابو يوسف و اهل عراق است . حسين بن اسود از وكيع بن جراح و او از حسن بن صالح بن حى و او از جعفر بن محمد روايت كرد كه رسول الله ( ص ) چهار زمين فقيران و بئر قيس و الشجره « 1 » را به على رضى الله عنه به اقطاع داد . حسين از يحيى بن آدم و او از حسن بن صالح و او از جعفر بن محمد مشابه آن را روايت كرد . عمرو بن محمد ناقد مرا گفت كه حفص بن غياث از جعفر بن محمد و او از پدر خود روايت كرد كه عمر بن خطاب ينبع را به على ، رضى الله عنهما ، به اقطاع داد و غير آن را نيز علاوه كرد . حسين از يحيى بن آدم و او از حفص بن غياث و او از جعفر بن محمد و او از پدر خويش روايتى همانند آن نقل كرد . مردى - كه من به وى وثوق دارم - از مصعب بن عبد الله زبيرى حكايت كرد كه چاه عروة بن زبير به عروة بن زبير ، و حوض عمرو به عمرو بن زبير ، و خليج « 2 » بنات نائله به فرزندان نائله ، دختر فرافضهء كلبيه زوجهء عثمان بن عفان منسوب است و عثمان بن عفان

--> ( 1 ) . فقيران صيغهء مثنى و به معنى دو ملك است كه نام هر دو فقير بوده و بدين ترتيب شمار زمينها به چهار مىرسد . ( 2 ) . خليج در اينجا به معنى كانال آب است كه از نهرى جدا كنند .