أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

10

فتوح البلدان ( فارسى )

حرهء « 1 » آن ، گياه چينى يا قطع درختان نبايد انجام گيرد ، و جنگ‌افزار براى نبرد حمل نشود . پس هر كه نقض حرمت كند يا ناقض حرمت را مأوى دهد ، لعنت پروردگار و فرشتگان و همهء مردمان بر او باد . از او نه فديه‌يى و نه توبه‌يى پذيرفته خواهد بود . روح بن عبد المؤمن بصرى مقرى از ابو عوانه و او از عمر بن ابى سلمة بن عبد الرحمن و او از پدر خود و او از ابو هريره نقل كرد كه رسول الله ( ص ) گفت : پروردگارا ، ابراهيم بنده و فرستادهء تو است ، من نيز بنده و رسول توام و من آنچه را بين دو لابهء « 2 » آن است حرم خود قرار دادم ، چنان كه ابراهيم مكه را حرم ساخت . ابو هريره همواره مىگفت :

--> ( 1 ) . براى روشنى بيشتر مطالب اين فصل ، به اختصار يادآور مىشود كه مدينه را از سوى شمال و شمال غربى كوههاى احد و عير ، از باختر و خاور سنگستان‌هايى از احجار بازالت سياه و از جنوب دشتى طولانى در بر گرفته است . آن سنگستان‌ها را حره يا لابه گويند . جريانات آبى مدينه معمولا از جنوب يا از حره‌ها آمده به سوى شمال و سپس شمال غرب مىرود . معمولا اين جريانها پس از بارندگى پديد مىآيد و بر منابع آب زيرزمينى افزوده سبب پيدايش چاهها و چشمه‌ها مىشود . گاهى بر اثر بارانهاى شديد آب زيادى در محل جمع شده درياچه‌يى را تشكيل مىدهد كه ممكن است براى قسمتهايى از شهر ايجاد خطر كند . يك بار در زمان عثمان و سپس نيز چند بار در طول تاريخ مدينه چنين خطرى پيش آمد كه بلاذرى در صفحات بعد به دو حادثه از اين گونه اشاره كرده است . از جمله رشته‌هاى آبى معروف مدينه مىتوان عقيق ، قناة ، مهزور و مذينيب را نام برد كه در متن كتاب به اسامى آنها بر مىخوريم . با آنكه مدينه خاك بالنسبه حاصلخيزى دارد و در آن اقسام ميوه به عمل مىآيد ، لكن هواى آن از زمانهاى قديم به عدم سلامت معروف بوده كه به اين مطلب نيز در همين فصل كتاب خواهيم رسيد ( رك . Encyclopedia Of Islam مادهء Madina ) . ( 2 ) . لابه به همان معنى حره است .