أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

9

فتوح البلدان ( فارسى )

شبيب غسانى و مردى از اولاد عمر بن عبد العزيز را به مدينه فرستاد تا به ساختن مسجد و توسعهء آن اقدام كنند . عامل مدينه در آن زمان جعفر بن سليمان بن على بود . پس ، آن دو تن يك سال بر اين كار صرف كردند و صد ذراع بر قسمت مؤخر آن افزودند كه با آن درازايش به سيصد ذراع و پهنا به دويست ذراع رسيد . على بن محمد مدائنى گويد كه ، مهدى ، جعفر بن سليمان را بر مكه و مدينه و يمامه ولايت داد و او بر مسجد مكه و مسجد مدينه بيفزود . بناى مسجد مدينه به سال صد و شصت و دو فرجام يافت . مهدى به سال شصت پيش از حج به مدينه آمده ، دستور داده بود مقصوره را بركنند و با سطح مسجد تسويه كنند . چون سال دويست و چهل و شش فرا رسيد جعفر - المتوكل على الله ، فرمان به مرمت مسجد مدينه داد . پس موزائيك بسيار به آنجا حمل شد و كار در سال دويست و چهل و هفت به پايان رسيد . عمرو بن حماد بن ابى حنيفه مرا روايت كرد كه مالك بن انس از هشام بن عروه و او از پدر خود و او از عائشه نقل كرد كه رسول الله ( ص ) گفت : هر مصر و مدينه‌يى ، باشد كه به عنوه فتح شود ، لكن مدينه با قرآن فتح شده است « 1 » . شيبان بن ابى شيبهء ابلى از ابو اشهب و او از حسن روايت كرد كه رسول الله ( ص ) گفت : هر پيامبرى حرمى دارد و من مدينه را حرم خود قرار دادم ، همان‌گونه كه ابراهيم عليه السلام مكه را حرم ساخت . در محدودهء ميان دو

--> ( 1 ) . مدينه به معنى شهر و مصر به مفهوم شهر بزرگ و جامع است و مراد از مدينهء دوم كه با قرآن فتح شده شهر معروف مدينه است . فتح به عنوه يعنى گشودن بلدى بدون صلح و معاهده و با توسل به وسائل قهرآميز .