أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
3
فتوح البلدان ( فارسى )
مسجدى ساخت و مكان آن مسجد از آن لبه « 1 » بود كه خر خود را در آن مىبست . پس اهل شقاق گفتند : آيا بايد در موضعى به سجده پردازيم كه لبه درازگوش خود را در آن مىبست ؟ نى ، بل ما خود مسجدى را براى نماز نهادن خواهيم ساخت تا ابو عامر نزد ما آيد و در آن با ما نماز گزارد . ابو عامر از خداوند و رسول او گريخته بود و نزد اهل مكه و سپس به شام رفته ، كيش نصارى برگزيده بود . پس خداى تعالى آيه : وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ را نازل كرد كه اشاره به ابو عامر « 2 » است . روح بن عبد المؤمن مقرى از بهز بن اسد و از حماد بن زيد و او از ايوب و او از سعيد بن جبير روايت كرد كه بنو عمر و بن عوف مسجدى بنا نهادند و پيامبر ( ص ) در آن مسجد با ايشان نماز گزارد . كسان ايشان - بنو غنم بن عوف - بر آنان رشك برده گفتند اگر ما نيز مسجدى ساخته كس نزد رسول الله ( ص ) فرستيم باشد كه در آن نماز خواند ، همان گونه كه در مسجد يارانمان خواند ، و شايد كه ابو عامر نيز در بازگشت از شام گذارش سوى ما افتد و در آن مسجد با ما نماز گزارد . پس مسجدى ساخته ، كس نزد
--> ( 1 ) . نام زنى است . ( 2 ) . وى ابو عامر راهب بود كه در جاهليت ترك بتپرستى گفته ، رهبانيت و زهد پيشه كرده بود . پس از هجرت مسلمانان به مدينه ، ابو عامر با پيامبر اسلام طريق مخالفت پيمود و به مكه رفت و در آن شهر ، قريش را بر ضد مسلمانان يارى داد . چون مكه گشوده شد ، وى به طائف و سپس به شام كه مقر روميان بود رفت و از آنجا با طرفداران خود در مدينه در رابطه بود و ارادهء بازگشتن داشت ، لكن در غربت بمرد . مسجدى كه طرفداران وى در مدينه ساختند و داستان آن در متن آمده به دستور پيامبر ( ص ) به آتش كشيده شد ( سيرهء ابن هشام و تفسير خواجه عبد الله انصارى ) .