أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

مقدمهء مترجم 23

فتوح البلدان ( فارسى )

خلاصه‌يى از آن را نقل مىكنيم : روزى متوكل خليفهء عباسى به قصد شكار به صحرا مىرود و ملاحظه مىكند كه غلات كاشته شده هنوز سبز است و مىگويد عبيد الله بن يحيى از من اجازه خواسته است كه كار اخذ خراج سالانه را آغاز كند ، حال آنكه هنوز كشته‌ها سبز است . به وى مىگويند كه همين ترتيب سبب شده است دهقانان به گرفتن وام مبادرت كنند و زيان ببينند . متوكل دستور مىدهد در اين باب بررسى كنند . پس از بررسى معلوم مىشود كه طى سنوات متمادى ايام سال را 365 روز تمام به حساب آورده و كبيسه را منظور نداشته‌اند و به همين سبب تاريخها به جلو افتاده است . متوكل ، ابراهيم بن عباس صولى را احضار كرده دستور مىدهد محاسبهء دقيقى به عمل آورد و نوروز را به مقدارى كه لازم است به تأخير افكند . ابراهيم در اين خصوص محاسباتى معمول داشته گزارشى تهيه مىكند كه بر اساس آن بايد نوروز 27 روز به تأخير افتد . اين گزارش با انشاء نغز و منسجم و به دقت وافى تهيه شده بود . روزى كه وى متن آن را در حضور خليفه قرائت مىكند ، مورد تحسين همگان قرار مىگيرد و كسى نمىتواند بر آن خرده گيرد ، جز بلاذرى كه در پايان خطابه مىگويد كار ابراهيم نقصى دارد . خليفه نظر ابراهيم را مىپرسد و او بار ديگر در كار خود وارسى مىكند و منكر نقصى در آن مىشود . متوكل از بلاذرى مىخواهد كه مورد نقص را بيان دارد . وى مىگويد : « او سال پارسى را از شب آغاز كرده ، حال آنكه عجمان روز را مأخذ تاريخگذارى قرار مىدهند و روز ايشان 24 ساعت ، و مشتمل بر شب و روز هر دو است ، و روز يك سىام ماه است . لكن اعراب تاريخگذارى را از شب آغاز مىكنند ، زيرا كه سال و ماه ايشان