أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

مقدمهء مترجم 20

فتوح البلدان ( فارسى )

اصطلاح اعراب خود يك « عجمى » بوده است . مع ذلك در اثر بسيار معروف خود به نام غريب الحديث در بحث راجع به واژهء عجم مىنويسد : « الفصيح الانسان و الاعجم البهيمة . » شاهد ديگر مطلبى است كه مبرد در باب 32 كتاب « الكامل » خود نگاشته است . وى مىنويسد برخى مردمان هستند كه در بادى نظر و بر حسب ظاهر بايد حكم به بزرگزادگى ايشان كرد ، مگر اينكه بعدا خلاف آن ثابت شود ، از جمله كسى كه به عربى فصيح سخن گويد ، و يا از او بوى عطر به مشام رسد ، يا سوار بر اسب گذر كند . در مقابل ، كسانى هستند كه در نظر اول بايد حكم به حقارت و بىسر و پايى ايشان كرد ، مگر اينكه خلاف آن ثابت شود ، از جمله كسى كه در يك شهر عربى به زبان فارسى سخن گويد . يادآور مىشود كه مبرد درست هم عصر بلاذرى بوده و تاريخ فوت آن دو فقط چهار سال اختلاف داشته است . چنين بوده است طرز تفكر حاكم بر محيطى كه بلاذرى در آن نشو و نما يافته است . در چنان محيطى امكان اينكه يك فرد عرب انگيزه‌يى براى فراگرفتن زبان فارسى داشته باشد ، فرضى است قريب به محال . ب . بلاذرى علاوه بر ساير فضائل ، در علم انساب نيز مقامى بس منيع داشته و نسابه‌يى بزرگ به شمار مىرفته است . وى در همين كتاب فتوح البلدان بارها نسب مردان بىقدر و قيمتى را به تفصيل ذكر كرده است ، حال آنكه در مورد خويش از مرز پدر و جد فراتر نرفته است ( نگاه كنيد به نخستين عبارت كتاب فتوح البلدان ) . قابل تصور است كه در صورت فراتر رفتن ، به نامهاى ايرانى و فارسى مىرسيده است و اين در آن دوران مايه فخرى به شمار نمىرفته است . ج . خاندان بلاذرى عهده‌دار امور ديوانى بوده‌اند . به روايت