أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )
مقدمهء مترجم 19
فتوح البلدان ( فارسى )
ايرانى الاصل بودن بلاذرى را پذيرفته است ( هر چند كه در عين پذيرفتن از نيش زدن و حتى اهانت غير مستقيم به بلاذرى - به سبب نداشتن نسب عربى - خوددارى نكرده است ) . بخش اعلام كتاب معروف المنجد ضمن چاپ سال 1960 به هيچ وجه صحبت از عرب بودن بلاذرى به ميان نياورده ، لكن در چاپ سال 1980 همان كتاب تأكيد شده است كه وى عرب بوده است « 1 » . منظور از ذكر اين شواهد اشاره به اختلاف نظرى است كه دربارهء تبار و مليت بلاذرى وجود دارد . مترجم كتاب حاضر تحليل و استدلال زير را در اين زمينه ارائه مىدارد : الف . مورخان و زندگى نامه نويسان همداستاناند كه بلاذرى از گروه مترجمان آثار فارسى به عربى بوده است ، و از جمله كارهاى وى در اين زمينه كتاب عهد اردشير است . بنابه دلايلى كه ضمن بحث راجع به اين كتاب ذكر خواهيم كرد ، بلاذرى ترجمهء عهد اردشير را در جوانى انجام داده است . اين معنى جز با فرض اينكه بلاذرى در يك خاندان ايرانى رشد كرده قابل تصور نيست . ادعاى اينكه ممكن است وى خود عرب بوده و سپس زبان فارسى را آموخته باشد ، در محيط آن زمان غير قابل باور است . براى آنكه بتوان نحوهء تفكر غالب در دوران سلطهء بنو اميه و بنو عباس را به درستى استنباط نمود ، كافى است به دو شاهد تاريخى اشاره كنيم . از جمله روشنفكران و مؤلفان بسيار معروف همان عصر كه خود يكى از شيوخ بلاذرى به شمار مىرفته و او پارهيى از نكات تاريخى كتاب فتوح البلدان خود را از وى روايت كرده ، ابو عبيد قاسم بن سلام بوده است . وى اهل هرات و طبعا فارسى زبان و به
--> ( 1 ) . همان گونه كه در نقشههاى جغرافيايى منتشر در ممالك عربى تا حدود بيست و پنج سال پيش خليج فارس مىنوشتند و اكنون خليج عربى .