علي بن حامد الكوفي

59

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

پهلوى خود زير چتر بنشاند ، و آن سخن در افواه خاص و عام افتاد و كشف شد و فاش گرديد « 1 » : نبشته « 2 » فرستادن داهر بجانب دهرسيه « 3 » بتعظيم « 4 » پس داهر بسوى برادر خود دهرسيه نبشته « 2 » بتعظيم نوشت « 5 » ، و در ضمن آن حال طالع مايين « 6 » درج كرد كه منجمان چنين استخراج كردند كه اين دختر ملكه « 7 » ارور خواهد بود ، و شوهر او راى « 8 » باشد كه اين مملكت « 9 » مضبوط او گردد . اتفاقى را « 10 » اين عار بر قواعد رائى « 11 » بر خود گرفتم ، و معذرت كرده مىشود كه ما را در اين معنى باضطرار « 12 » ، نه از راه اختيار ، مصلحتى رفت ، معذور دار . « 13 » رسيدن نبشته داهر بدهرسيه « 13 » چون اين نوشته « 14 » بدهرسيه رسيد ، جواب « 15 » باز گفت كه اين معنى مستنكر « 16 » بود ، و اين ( ص 52 ) كار ناپسنديده . اگر چه بضرورت بود يا به اختيار معذور نباشى . و اگر بجهة رائى « 17 » ، تا « 18 » مملكت دنياوى بر تو مستقيم گردد ، اين باب مسدود « 19 » و نامرضى جائز شمردى نه چاره بودى ؛ و اگر « 20 » بسبب وسواس شيطانى درين باب شروع كردى بايد كه باز گردى و توبه كنى و پشيمان شوى ، تا از دين ما بريده نگردى ، و بيعت ما با تو فسخ نشود . و اگر درين نصائح و مواعظ ازين ناحفاظى عدول نه نمائى ، مستوجب

--> ( 1 ) م : گشت ( 2 ) ب : نوشته ( 3 ) ب ح در همه مواضع « دهرسين » دارد ( 4 ) س م ندارد : بتعظيم ( 5 ) پ : نبشت ( 6 ) ب س : بائى ؛ پ : مائى ؛ ك : مائين ( 7 ) م : ملك ( 8 ) پ س ك م : شاه ( 9 ) ب م : ممالك ( 10 ) ب : اتفاقى را دوا ؛ پ : اين نفاقى را در ( 11 ) پ س ك م : پادشاهى ( 12 ) م : اضطرار است ( 13 - 13 ) اين جمله در نسخه م موجود نيست ( 14 ) پ : آن نبشته ( 15 ) پ : جواب داد ( 16 ) ب پ ك م : متنكر ( 17 ) س ك م : پادشاهى ( 18 ) س : در ؛ پ م : يا ( 19 ) ك : حدود ( 20 ) پ ك افزايد : نيز