علي بن حامد الكوفي
60
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
مطالبة ( f 32 a ) گردى ، و ايذا به تو رسد ، و آنچه جزاء اين افعال نامرضى به تو روى دهد از خود دانى . پس چون مكتوب « 1 » دهرسيه بداهر رسيد ، انديشيد كه بنزديك برادر دهرسيّه رود . با وزير مشورت كرد كه ببرهمناباد روم « 2 » ، ترا در اين معنى چه صواب باشد ؟ منع نمودن بدهيمن وزير داهر را « 3 » بدهيمن « 4 » وزير گفت « 5 » : بقا راى « 6 » را ، ترا عظيم خطا افتاد كه در چنين كار خوض كردى ، كه به هيچ بهانه تلافى نشود ، و مخرج آن را به هيچ سبيل مدافعت نتواند كرد ، الّا هلاكت جان باشد . و چون با برادر خود مقابل شوى اميد از جان خود ببايد بريد . و اگر ترا گمان آن باشد كه برادر تو با تو مخالفت نكند ، محالى بزرگ را در دل خود جاى دادى « 7 » ، و در « 8 » كار ملك و زمين و زن مشاركة و مساهمة « 9 » نپذيرد ، و بخطر نفس و جان برآيد « 10 » ، چنانچه فرزند بر پدر روا ندارد ، و پدر بر فرزند اعتماد نكند . و اگر راى تو برين هم مصمم است ، دست از حيات ببايد شست كه به هيچ تاويل مرا صواب « 11 » نمىآيد . داهر گفت : راى ما درين معنى چيست ؟ گفت : تدبير صواب تو آنست كه از مجالست و مخالطت « 12 » برادر محترز باشى ، و اشتياق ملاقات او نكنى ، و حصار را لازم ( ص 53 ) گيرى ، و آنچه منجمان و كاهنان بگويند بر آن ( f 32 b ) كار كنى ، و نصيحت ايشان را متابع باشى ، و الّا هيچ حيلتى ديگر درين باب موافق « 13 » نيست . پس داهر بر آن اشارت مستقيم گشت
--> ( 1 ) م : مكتوبات ( 2 ) در جميع نسخ افزايد : وزير گفت ( 3 ) نسخه م اين عنوان را ندارد ؛ پ : شاه را ( 4 ) ب س : برهمن ( 5 ) پ س : عرض كرد كه ( 6 ) پ س ك م : پادشاه ( 7 ) ك م : دهى ( 8 ) پ : و اگر در ( 9 ) در جميع نسخ : مسامحة ( 10 ) م : سرآيد ( 11 ) م : جواب ( 12 ) ب س ك : مخالطت و مخالفت ؛ پ : مجالست و مخالفت ( 13 ) م : موافقت