علي بن حامد الكوفي

34

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

سواد شب ( f 18 b ) محجوب گشت از آن حصار ( ص 46 ) تحويل كرد ، و بحصن اسكلنده « 1 » رفت ، و در سواد آن شهر فرود آمد . آن حصار هم او داشت « 2 » محكمتر بود . و چون در مرغزار آن قصبه نزول كرد : منهيان فرستاد تا احوال معلوم كنند . جاسوس باز آمد و گفت كه چچ در حصار باتيه « 3 » در رفت و مقام كرد . رفتن چچ بحصار اسكلنده « 1 » چون چچ را معلوم شد كه اسكلنده « 1 » را حصار كرد « 4 » ، بسمع اين معنى « 5 » امينى را از خواص خود « 6 » در حصار باتيه « 7 » نصب كرد و روى باسكلنده « 1 » آورد ، و در حوالى آن لشكرگاه كرد . پس مقدمى شجاع « 8 » در حصار اسكلنده « 1 » بود كه پيوسته متابعت چچ كردى ، و بر ساكنان حصار غالب بود ، [ و ] وضيع و شريف آن حصار از استصواب او نگذشتى « 9 » و تجاوز ننمودى . پس چچ به نزديك او كس فرستاد ، و تمليك « 10 » و تقليد امارت بر وى عرضه كرد ، و فرمود تا مثالى بايالت آن « 11 » حصار با عهود وثيق بنوشتند كه چون ملك باتيه « 3 » چتر « 12 » را بكشد و يا اسير كند او والى شود ، « 14 » و آن قصبه با باتيه « 3 » هر دو در تصرف او كرده شود « 14 » . او نيز « 15 » اجابت كرد و بر آن شرط وثيق مستظهر گشت . گروگان خود و پسر « 16 » را به خدمت چچ فرستاد ، و خود گاه بيگاه به خدمت آن والى معتكف شد ، چنان كه در شب و روز او را بدرگاه منع و زجر نبودى . ناگاه چون در دل شب فرصت يافت ،

--> ( 1 ) ب ك ح : اسكنده ؛ س : اسكندره ؛ پ : اسدكنده ( 2 ) م ندارد : داشت ( 3 ) ب ح س ك م : پابيه ( 4 ) س : كه حصار اسكندره را محكم كردند ؛ پ : حصار كردند ( 5 ) ب پ س ك ندار : بسمع اين معنى ( 6 ) ب س ك م : ملك ( 7 ) ب س ك م ندارد : باتيه ( 8 ) ب م : مقدم و شجاع ( 9 ) و در جميع نسخ : نگذاشتى ( 10 ) جميع نسخ : بتمليك ( 11 ) ب س ك م : از ( 12 ) ب ح : جقرا ؛ پ : جتران ؛ ك : چترا ؛ م : چيترا ( 14 ) اين جمله در نسخه پ موجود نيست ( 15 ) پ : اين سخن را ( 16 ) ب : كردكانى خود پسر ؛ م حرف واو را ندارد ؛ و در جميع نسخ سواى نسخ پ در همه جاها « كردكانى » مىنويسند