علي بن حامد الكوفي
35
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
ملك چتر « 1 » را ( f 19 a ) بكشت و سر او را بنزديك چچ فرستاد . راى چچ فرستادهء او را تربيت كرد و تشريف رضا داد « 2 » و انعام فرمود و بتوليت آن حصار فرمان مطلق داد . بزرگان و اعيان شهر پيش آمدند و تحف و هدايا ( ص 47 ) بخزانه او تسليم كردند . پس اكابر و مشاهير شهر را بمشافهة در حرمت داشت ، و [ به ] فرمانبردارى شجاع منهيه « 3 » وصيتها كرد ، تا پيوسته مطاوعت [ او ] واجب « 4 » بينند و از اشارت او نگذرند « 5 » . منزل كردن چچ بجانب سكّه ملتان پس راى چچ « 6 » از مهمات اسكلنده « 7 » بپرداخت [ و ] روى به سكّه و ملتان آورد . و در شهر ملتان ملكى بود بجهرا نام « 8 » ، از اقرباى ساهسى ، مملكتى داشت موسّع و عدت واهبت تمام « 9 » . چون خبر رسيدن چچ بوى رسيد « 9 » ، بر لب آب راوى آمد . و برادر زادهء او سيهول « 10 » بحصار سكه در مقابل ملتان از طرف شرقى والى بود . و اجسين « 11 » عمزادهء بجهرا با حشم انبوه باستقبال آمد . و بر گذر بياس « 12 » بنشست ، مدّت سه ماه ، تا آنگاه كه آب كمتر شد و نقصان پذيرفت . از بالاى آن موضعى كه مانع نبود اختيار كردند و بگذشت ، و بقصبه سكّه آمد ، و با سيهول « 10 » جنگ پيوست . چند روز بر آن حصار بنشستند . چون كار بر « 13 » ايشان تنگ شد ، و چند كس از ( f 19 b ) معارف ياران شهيد « 14 » شدند ، و از كافران بيعد و بيقياس « 15 » بدوزخ رفتند ،
--> ( 1 ) اينجا همه نسخ « چتر » دارد ( 2 ) پ : در پوشيد ( 3 ) ك : مهنيه ، ازين بر مىآيد كه اسم اين شجاع منهيه يا مهنيه بوده ( 4 ) ك افزايد : بردارى ( 5 ) پ : نگذارند ( 6 ) پ افزايد : بن سيلائج ( 7 ) ب ك : اسكنده ؛ پ اسد كنده ؛ س : اسكندره ( 8 ) پ : نام او بجهر ؛ ب س : بچهرا ( 9 - 9 ) اين جمله در جميع نسخ قبل از جمله متقدم مرقوم است ( 10 ) م : سهيول ( 11 ) پ ح ك : احسين ؛ م : اجين ( 12 ) پ : بيارش ( 13 ) پ ندارد : بر ( 14 ) عجب كه در حق هنود كلمه « شهيد » استعمال نموده ؛ س : كشته شدند ( 15 ) پ افزايد : كشته