علي بن حامد الكوفي

22

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

چون زال اين رسالت بر وى املا نمود و ادا كرد ، چچ ابا نمود ، و امتناع واجب داشت « 1 » ، و گفت : خيانت در حرم رايان « 2 » خطر جان است و گرفتارى آخرت ، و بدنامى دنيا ؛ و خشم ملوك چون استيلا يابد هيچ حجابى آن را مانع و دافع نتواند ، و ازين معنى بگذر « 3 » ، خاصه بر « 4 » ما كه « 5 » از جماعة برهمنيم « 6 » ، و پدر و برادر من راهب‌اند ، هنوز در تعبدگاه « 7 » خود معتكف « 8 » و مترصد « 9 » نشسته‌اند . مرا اين اهانت بسند است « 10 » ، كه در شغل سلطان آمدم « 11 » ، تا « 12 » ميان خوف و رجا زندگانى مىبايد كرد « 13 » ، و خدمت مخلوقى « 14 » كه ( f 12 b ) ممزوج « 15 » سحاب غضب است بلكه « 16 » نا مقبول حكماء است « 17 » . و بر چهار چيز اعتماد نبايد كرد : پادشاه و آتش و مار « 18 » و آب . بر سر اين مذمّت هم اين « 19 » اختيار كنم ؟ اين « 20 » مراد از من ميسّر نگردد . پس چون اين پيغام باز آوردند نرم و آهسته‌تر شد ، و گفت : چون از موانست و مخالطت « 21 » من احتراز مىكنى ، گاه بيگاه هر روز « 22 » به خيال و جمال خود صدقهء « 23 » ما را مضيف مىباش ، تا بأمل وصال خود خرسند مىباشم - رباعى « 24 » : خرسندم اگر سال بسالت بينم * ور در عمرى « 25 » شبى خيالت بينم نوميد نگردم از خيالت صنما « 26 » * آخر روزى شب وصالت « 27 » بينم ( ص 36 ) چون ديده در كار آمد ، دل بوصال « 28 » يار ماخوذ گشت ، و ميان

--> ( 1 ) پ : دانست ( 2 ) س : پادشاهان ؛ پ ك م : شاهان ( 3 ) س : درگذر ( 4 ) ب س ك م ندارد : بر ( 5 ) ك م ندارد : كه ( 6 ) ب س ك م : برهمنيم ( 7 ) م : معبدگاه ( 8 ) م : متمكن ( 9 ) ب : در معبدگاه و متوصل الخ ؛ س : در معبدگاه متوسل الخ ( 10 ) س م : پسند نيست ( 11 ) پ : آمده‌ايم ( 12 ) م افزايد : در ( 13 ) پ : بايد كرد ( 14 ) پ : مخلوق ( 15 ) پ س ك م : محفوظ و ممزوج ( 16 ) پ ندارد : بلكه ( 17 ) پ ندارد : است ( 18 ) س م : باد ( 19 ) پ : همين ( 20 ) پ : اكنون اين ( 21 ) پ : مخالفت ( 22 ) ب م : مغرور ( 23 ) س : هر روز به خيال خود ( 24 ) پ : شعر ؛ ب س : نظم ( 25 ) س : گر در همه عمر يك ( 26 ) س : جانا ( 27 ) پ : خيالت ( 28 ) م : بر جمال