علي بن حامد الكوفي

20

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

تحويل افتادن حجابت به چچ بن سيلائج پس راى « 1 » ساهسى چچ را بخواند و شغل حجابت بوى « 2 » ارزانى داشت . چچ با مردمان بطريق مواسا و مدارا « 3 » زندگانى مىكرد ، چنان كه كل ممالك مضبوط كرد و همگنان او را متابعت مىكردند . و در حجابت و كتابت يد بيضا نمود . تا « 4 » روزى ( f 11 b ) راى « 1 » ساهسى در خلوت خانه شبستان نشسته بود با رانى سونهنديو « 5 » ، و اين ( ص 34 ) زن بر راى « 6 » مستولى بود ، و با او بحرمت زندگانى كردى . حاجب چچ بر در سراى آمد ، و حاجب « 7 » خاص را كه محرم بود بر راى ساهسى پيغام داد كه چچ بمهمى بر در سراى آمده است ، تا مهمى كه حادث شده است بر راى عرضه دارد ؛ اگر فرصت باشد درآيد و باز نمايد . راى « 8 » مر رانى را گفت « 9 » كه نامحرمى در حرم مىآيد « 10 » ، پس « 11 » پرده رو . رانى سونهنديو گفت : چندكس « 12 » از اوباش و خدم در مىآيند ، اگر برهمنى « 13 » در خواهد آمد مرا به دو چه التفات باشد ، « 14 » يا از وى « 15 » چه شرم بايد داشت « 14 » كه مخفى شوم ؟ هزار جان من فداى خاك قدم ساهسى « 16 » باد ! چون آن زن استبداد كردى « 17 » ، راى از انصاف او « 18 » تجاوز ننمودى ، و راى « 8 » مكر او مىخريد . چچ را بخواند ، و او مصالحى كه داشت با راى تقرير كرد ، و بوجه خوبتر باز نمود .

--> ( 1 ) س ك م : شاه ، و پ كلمه « شاه » را ندارد ( 2 ) ب : به روى ( 3 ) س م : مدارا و مواسات ( 4 ) م ندارد : تا ( 5 ) م در همه مواضع « سوبهن ديو » و ب س ك « سوهندى » دارد ، و اين قراءة نسخه پ مىباشد ( 6 ) پ س ك م : پادشاه ( 7 ) ب س : صاحب ( 8 ) پ س ك م : شاه ( 9 ) س : فرمود ( 10 ) پ : كه چچ ميآيد ( 11 ) س : عقب ( 12 ) پ : چندانكس ( 13 ) م : برهمنكى ( 14 - 14 ) پ اين جمله را ندارد ( 15 ) ب ندارد : يا از وى ؛ س : ازو ( 16 ) پ : شاه ( 17 ) پ ك م : كرد ( 18 ) م : رضا رانى