علي بن حامد الكوفي

مقدمهء مصحح 15

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

در مخلص كتاب مصنف آن را بلقب « منهاج الدين و الملك » خوانده ، گويا اسم اصلئ كتاب عربى اين بوده . ولى نظام الدين بخشى در طبقات اكبرى و ديگر مورخين آن را باسم « منهاج المسالك » موسوم كرده‌اند . نسخهء كلكته آن را « تاريخ قاسمى » مىخواند . گمان بنده اينست كه « چچنامه » تحريف و تصحيف « فتحنامه » است . سبب ديگر براى تسميه « چچنامه » اين مىنمايد كه سرگذشت بانئ سلسلهء براهمه يعنى چچ جزء اهمّ اين كتابست ، لهذا تمام كتابرا به اين اسم ناميده‌اند . چنان كه حماسهء ابو تمام را بواسطه باب اول كه تقريبا نصف كتابست اين لقب داده‌اند . بهر حال « چچنامه » لقبيست كه مؤخرين براى آن تراشيده‌اند . قبل ازين تصريح نموده‌ايم كه على كوفى اين كتاب را از نسخهء اصلى عربى در حوالئ سنه 613 ه به فارسى نقل نمود ، ولى نميتوان بيقين گفت كه نسخهء عربى در كدام سال نوشته شده . از قراريكه اغلب روايات چچنامه از مدائنى آمده و مدائنى در سنه 215 يا 225 ه وفات كرده ، ما بايد كه تاريخ كتابت نسخهء عربى را بعد از 215 ه تصوّر كنيم ، و چونكه وقايع تاريخئ چچنامه مفصّل‌تر است از آنها كه در فتوح البلدان بلاذرى ( متوفى 279 ه ) آمده و فصول اخيرهء فتوح البلدان در حوالئ سنه 255 ه نوشته شده ، مىتوان نتيجه گرفت كه نسخه عربى ( منهاج الدين ) در بين 215 ه و 255 ه تدوين يافته . نيز معلوم نيست كه مؤلف اين نسخهء عربى ( منهاج الدين ) كه بوده ؟ ولى در اول فصل « رسيدن مثال حجاج به منزل لب مهران از جانب غربى » ( متن ، ص 151 ) اينطور آمده : « مصنف داستان خواجه امام ابراهيم چنين روايت كرد » . اسم هيچ راوى باينچنين احترام در ضمن كتاب مذكور نشده ، لهذا مىتوان حدس زد كه مؤلف اصلئ نسخهء عربى ( منهاج الدين ) شخصى بنام خواجه امام ابراهيم بوده - و اللّه أعلم بالصواب .