علي بن حامد الكوفي
مقدمهء مصحح 12
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
در چچنامه آمده و هر آينه اين كتاب تاريخ وحيد است كه ما را ازان قرون تيره و تاريك خبرى مىدهد . بعد از تسخير سند بر دست عرب است كه ما در ميدان تاريخى پا مىگذاريم ، و آن نيز براى مدّت صد و پنجاه سال كه در اثناى آن گماشتگان بنى اميّه و بنى عباس يكى بعد ديگرى آمده ملك سند را از جانب خلفاء در تحت تصرف خويش داشتهاند . و ليكن متاسفانه احوال ايالت اين نائبان نيز بجز چند اشاراتى كه در كتب تاريخ عربى موجود است بطور رضايت بخش يافت نمىشود . درين زمينه دو مؤرخ عربى أعنى البلاذرى ( المتوفى 279 ه 892 ه ) مؤلف فتوح البلدان و اليعقوبى ( المتوفى 284 ه 897 ه ) مؤلف تاريخ اليعقوبى مستثنى هستند . سابق الذكر يك فصل عليحده بر فتح سند در كتاب مستند خود آورده و مؤخر الذكر نيز تقريبا همان بيان را باختصار و تغيير قليلى تقرير كرده . بعلاوهء اين ، سيّاحان و جغرافيه نويسان عرب و متعرب مانند اصطخرى و مقدسى و مسعودى اسماى شهرهاى قديم سند را ذكر كردهاند ، اما بواسطه مرور زمان و تداول كتّاب صورت اكثرى از آنها چنان مسخ شده كه هويّت و استخراج آنها از حد امكان بيرون است . اولين تاريخ جامع كه در فتح بلاد سند در زبان تازى تأليف شده كتابى بود كه أبا عن جدّ در ميراث قاضى اسماعيل بن على الثقفى قاضى بكهر آمده ، و از روى آن نسخه على بن حامد بن ابى بكر الكوفى در حوالى سنه 613 ه ( 1216 م ) تأليف خود « منهاج الدين و الملك المعروف به چچنامه ، را در زبان فارسى ترجمه نمود . ازان جائى كه نسخهء اصلئ عربى از بين رفته كه بازيافت آن متعذر است ، چچنامه اولين تاريخ سند است كه بدست ما رسيده ، و باستثناى بعضى حكايات متعلق بتاريخ سند قبل از فتح عرب و قصهء خاتمهء محمد بن القاسم كه رنگ افسانهاى دارد اغلب وقايعى كه دران مندرج است مطابقت مشخّص با محتويات فتوح البلدان و تاريخ يعقوبى دارد .