علي بن حامد الكوفي
79
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
مهيّا داشتند ، تا شبى از شبها شعاع از آتش در لشكر پديد آمد ، تفحص كردند ، معلوم شد كه زنى حامله بود ، حمل بنهاد « 1 » و به آتش حاجت بود . عبد اللّه او را اجازت كرد آن زمان « 2 » شاديها بسيار كرد « 3 » ، و سه روز لشكر را طعام داد . پس چون « 4 » ببلاد « 5 » كيكانان رسيد « 6 » ، دشمن غلبه آورد ، و لشكر اسلام ايشان را « 7 » منهزم كرد و غنائم بسيار گرفتند . كيكانان جمله ( f 41 b ) شدند و درهاى كوه بگرفتند و جنگ خيره « 8 » شد ، چنان كه عبد اللّه بن سوّار « 9 » با جماعة سلاحداران و خواصّ باستاد و آواز داد كه اى فرزندان مهاجر و انصار ، روى از كافران نگردانيد « 10 » تا در ايمان شما خللى در نيايد و شهادت بيابيد . لشكر اسلام بگرد « 11 » رايت و علم عبد اللّه فراهم آمدند . مردى از بنى عبد القيس بيرون آمد و مبارز خواست . رئيس عدو با وى مقابل شد ، و ياسر ( ص 68 ) بن سوّار « 12 » هم با بنى عبد القيس روان گشت . حمله بردند « 13 » و آن رئيس را بينداختند « 14 » . لشكر كيكانان همه « 15 » برآمدند . لشكر اسلام بعاقبت هزيمت شد . همه كوهسار « 16 » از مرده « 17 » سپاه پر نمود « 18 » . مسلمانان مراجعت كردند و بمكران باز آمدند . ( خبر ) ابو الحسن روايت كرد از حاتم بن قبيصه البهلى « 19 » ، شنيدم كه او گفت : آن روز من « 20 » در لشكر بودم . ديدم كه ابن سوّار « 12 » با جوانى مقابل شد « 21 » ، و اصحاب او حمله « 22 » كردند ، و بسيار كس از دشمنان بكشتند ، و بعد از غزاى بسند « 23 » شهيد شد ، و من كشتگان را « 24 » مسلوب مىكردم ،
--> ( 1 ) ب س : بنهاده بود ( 2 ) س : آن زمان ( 3 ) م : كردند ( 4 ) ب س ندارد : چون ( 5 ) م افزايد : سند ( 6 ) س : رسيدند ( 7 ) پ : و لشكر اسلام را ( 8 ) م : چيره ( 9 ) م : سوارين ( 10 ) پ ك : مگردانيد ( 11 ) ب س م ك ندارد : لشكر اسلام ( 12 ) س م : سوارين ؛ ح ك : سواد ( 13 ) پ : كردند ( 14 ) ب ك : انداخت ( 15 ) ب : هم ؛ س : نيز ( 16 ) س : تمام كوهسار ؛ م : همه كوهها ( 17 ) پ : مرد ؛ ك : بود ؛ م : مردمان ( 18 ) ب پ س ك ندارد : پر ؛ س : نمودار شد ( 19 ) س : السهيلى ( 20 ) پ : من آن روز ( 21 ) م : افتاد ( 22 ) ب س م : عمل ( 23 ) ب س م : نسبة ؛ پ : بسنت ؛ ك : بسته ( 24 ) م : كيكانانرا