علي بن حامد الكوفي

78

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

شهادت امير المومنين على بن ابى طالب رضى اللّه عنه « 1 » رسيد « 2 » . از آنجا بازگشتند . چون به مكران رسيدند ، معلوم شد كه معاويه بن ابى سفيان خليفه « 3 » شد . خلافت معاويه بن أبى سفيان « 4 » خلافت « 5 » معاويه ابن أبى سفيان در شهور سنه اربع و اربعين بود . مصنفان تاريخ « 6 » از مهلب چنين روايت كردند ، و او از هذلى شنيد ، و هذلى از قاسم حكايت كرد ، و گفت از نصر بن سفيان « 7 » استماع دارم ، كه چون معاويه در خلافت « 8 » ( f 41 a ) مستقيم شد عبد اللّه بن سوّار [ العبدى ] را با چهار هزار سوار بولاية ( ص 67 ) سند نصب كرد ، و حوالت و توليت آن به روى « 9 » مفوّض فرمود « 10 » ، و گفت : در بلاد سند كوهى است آن را كيكانان گويند ، و آنجا اسبان بلند با هيئت « 11 » و صورتى موزون مىباشند ، و پيش از تو غنائم آن موضع رسيده است ، و مردمان غدّاراند و به پناه آن كوه تمرّد و تعنّد مىنمايند . و عمر بن عبد اللّه بن عمر را بفتح ارمابيل « 12 » فرستاد ، و عبد اللّه بن عامر را به بصره نامزد كرد ، تا بنزديك قيس بن هاشم السّلمى رود ، و با او بغزو عمان و اردبيل « 13 » و جِرْم و كند « 14 » و تنها « 15 » با هزار نفر مرد اختيار برود « 16 » . ( خبر ) روايت كند ابو الحسن از هذلى و او از مسلمه بن محارب بن زياد « 17 » شنيد كه چون معاويه عبد اللّه بن سوّار « 18 » را با چهار هزار نفر سوار فرستاد ، و در لشكر او هيچ كس آتش نيفروخت ، از آنچه زاد « 19 » ساخته و

--> ( 1 ) ب : عليه الصلاة و السلام ؛ پ ندارد : رضه ؛ س : عليه السلام ( 2 ) پ : شنيدند ( 3 ) م : پادشاه ( 4 ) م اين عنوان را نياورده ؛ ك افزايد : رضى اللّه عنه ( 5 ) م : ولايت ( 6 ) پ : تواريخ ( 7 ) م ندارد : نصر بن ( 8 ) پ : بخلافت ؛ م : در مملكت ( 9 ) پ : برو ( 10 ) پ : كرد ( 11 ) پ : بالا بست ( 12 ) س م : ارمائيل ( 13 ) ب : ديول ( 14 ) ب پ س : جرم كند ( 15 ) م : ويهان ( 16 ) ب پ س ك م : بردند ( 17 ) م : مسلمة بن محارب بن مسلم بن زياد ( 18 ) م : سوارين ( 19 ) ب : و از آنچه او ؛ س : و از آنچه زاد و راحله ؛ م : و از انچه زاد بود