علي بن حامد الكوفي
69
فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )
تابستان براؤر « 1 » توقف كردى كه ( ص 60 ) موضعى بود خرّم ، و هواى موافق و آبهاى خوشگوار « 2 » . و چهار ماه زمستان و تير ماه « 3 » در برهمناباد بودى « 4 » . و چهار ماه بهار در ارور بودى « 4 » . همبرين نسق « 5 » هشت سال بگذشت تا مملكت و پادشاهى « 6 » او بغايت رسيد ، كه آواز سلطنت او به اطراف عالم منتشر شد ، و اطناب سراپردهء فرمانروائى او در ممالك « 7 » سند و هند استحكام پذيرفت ، و پادشاهان آن حدود و ملك « 8 » رمل را از مال و فيل او معلوم گشت . آمدن ملك رمل بجنگ راى داهرِ چچ « 9 » پس ملك رمل با حشم انبوه و فيلان مست و شجاعان دلير از سوار و پياده روى بحرب آورد ، و از جانب بودهيه بروستاى راؤر در رسيد و مبلغى از « 10 » ممالك او در ضبط آورد ، و از آنجا عبره كرد و بر ارور برآمد « 11 » . چون خبر شاه رمل بداهر رسيد ، بدهيمن « 12 » وزير را بخواند و گفت كه خصمى قوى حال در سواد ولايت ما درآمده ، تدبير كار چيست ، و درين ( f 37 a ) مشاورت ترا چه روى مىدهد ؟ ما را اعلام بده . بدهيمن « 12 » وزير گفت : بقا راى را « 13 » ، اگر بقوّت و شوكت در حرب و مخاصمت با وى مقاومت توانى نمود ، مستعد حرب پيش او رو « 14 » ، و بنام و ننگ تيغ بزن و خصم « 15 » را دفع كن ، ولايت بر تو ماند ؛ و الّا بمصالحت و موافقت با وى بيعت بايد كرد « 16 » . و اگر « 17 » مال بايد داد « 18 » ، خزائن و دفائن بجهة « 19 » اين روزگار « 20 »
--> ( 1 ) ب س ك ندارد : براور ؛ م : برو . و اين قراءة نسخه پ هست ( 2 ) م : خوشخوار ( 3 ) ب س ندارد : و تير ماه ؛ پ : ماه تير ( 4 - 4 ) اين جمله در م موجود نيست ( 5 ) س افزايد : چهار چهار ماه مىگذاشت ( 6 ) ب ندارد : و پادشاهى ( 7 ) ب س : مملكت ( 8 ) ب پ ك م : ملوك ( 9 ) پ : بجنگ داهر راى ( 10 ) ب س ك م ندارد : مبلغى از ( 11 ) پ : به راور ( 12 ) ب س : برهمن ( 13 ) پ س : بقا پادشاه را ؛ م : بقا باد پادشاه را ( 14 ) س : مستعد باشيد و جنگ پيش آريد ( 15 ) س : دشمن ( 16 ) پ : كن ( 17 ) س ندارد : اگر ( 18 ) س افزايد : و امّا ( 19 ) ب : خزانه بجهة ( 20 ) ب س : روزها ؛ م : روز