بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
80
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
برآمد اثرى از رنجورى در خود نديدند صبح نيز همچنان سالم بودند . پنج روز كه از اين واقعه گذشت موى بدن آنها شروع به روئيدن كرد ، پس از يك ماه موى بدن آنان به حالت اول درآمد اما تمام سياه و براق بود و بعد از آن هم موى آنها سفيد نشد . يك ماه ديگر سپرى شد يك روز كشتىاى را از دور در دريا مشاهده كردند و با علائم و اشاراتى آن را به سوى خود خواندند . كشتى آمد و آنها را به اوطان خويش رسانيد و متفرق شدند و هريك سرگذشت خود را براى كسان خويش نقل كرد . اما پيرمردان را با موى سياه كسى نمىشناخت و حكايت آنها را باور نمىداشت تا آنكه با علامتها و نشانىهاى مسلمى خود را شناساندند . و در باقى عمر هم با موى سياه زندگى كردند . [ داستان شمارهء ] : 55 دريا نوردى حكايت مىكرد كه در درياى سمرقند - كه نزديك درياى هركند واقع است و چون آب رود سمرقند در آن مىريزد بدين سبب نام آن را درياى سمرقند نهادهاند - عدهء زيادى ماهى فال « 1 » كه بزرگترين نوع ماهيان درياست ، وجود دارد . خود او يكى از اين ماهيان را ديده است به طول دويست ذراع « 2 » و به قطر صد ذراع يك بال آن ماهى كه از آب بيرون آمده بود از دور همچون شراع كشتى به نظر مىآمد ، چون به او نزديك شدند مشاهده كردند كه پشت حيوان مانند سنگ سخت بود و در طول ساليان متمادى گلولاى بر پشت او چنان متراكم و متحجر
--> ( 1 ) - فال ، وال ، بال ، بالن ( 2 ) - ذراع : مقياس طول از مرفق تا سر انگشت وسطى ( المنجد )