بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
60
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
و بادهاى شديد دريا آن را بدين مكان آورده بود در حالتى كه تمام بارها و مال التجارهء آن را براى نجات از غرق به دريا ريخته بودند و بيشتر سرنشينان آن در زير امواج خروشان دريا غرق و يا خفه شده بودند . وقتى كه جزيره را مشاهده كردند خواستند به خشكى پياده شوند اما قادر نبودند . چون نظرشان به ما افتاد و قايق ما را در خشكى ديدند دو نفر از آنها طنابهاى كشتى را با خود به دريا افكنده و كوشش مىكردند به ما ملحق شوند ، ما نيز چون آنها را بدين حال ديديم خود را با طنابهاى قايق به دريا انداخته همين كه به آنها رسيديم سر طنابها را به هم متصل ساختيم و آنها را به خشكى آورديم سپس دو نفر از ما به سوى كشتى رفته داخل آن شدند و مشاهده نمودند كه ناخدا و ملوانان كشتى و بعضى از بازرگانان از شدت رنج و خستگى فوقالعادهاى كه از خالى كردن كشتى از آب دريا بر آنان مستولى شده بود به حالت مرگ درآمده بودند و از كسان ما درخواست كردند كه آنها را به خشكى پياده كنند و در ازاء آن آنچه كالا و اسباب براى آنها باقىمانده است به آنان ببخشند . ناخداى آن كشتى گفت : برادران ! ما را به خشكى برسانيد و كشتى ما را به ملكيت خود قبول كنيد كسان ما جواب دادند ما كشتى و اسباب آن را نمىخواهيم ولى شماها را به خشكى مىرسانيم و شما فقط نصف كشتى خود را به ما واگذار نمائيد . اين تكليف را با رضاى خاطر پذيرفتند و در اين باب قرارداد بسته شد و هريك اقرار ديگرى را شهادت داد . سپس كسان ما گفتند ما شرط ديگرى نيز داريم و آن اين كه ما نصف كشتى را از كالاى خود بار مىكنيم و در آن نصف هيچكس با ما شركت نكند و احدى مزاحم ما نباشد جواب دادند اين شرط را هم قبول داريم . كسان ما اطمينان دادند كه كشتى به قسمى بارگيرى خواهد