بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

34

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

ناحيهء مارها وزيدن گيرد با شتاب به كشتىهاى خود سوار شده به سوى جزاير ميان دريا فرار مىكنند و همين كه وزش باد به پايان رسيد دوباره به خانمان خود برگشته به كارهاى كشاورزى و استخراج معادن مشغول مىشوند زيرا تاكا سرزمينى است زرخيز و در آن كان‌هاى زر و سيم فراوان است در هر سال سيل‌هاى عظيم از جانب مشرق بدين سرزمين سرازير شده براى اهالى عطريات همراه مىآورد . [ داستان شمارهء ] : 26 ( ناخدا علامه حكايت مىكرد : هنگامى كه طوفان شديدى به كشتى او حمله‌ور شد خود را ناگزير ديد دگل كشتى را قطع كند و تمام محمولات كشتى را به دريا افكند به قسمى كه هيچ چيز در كشتى نماند . ) « 1 » جز سرنشينان آن ، عاقبت باد كشتى او را به خليج كوچكى در ساحل يكى از جزاير بلاد بخم افكند ، علامه و همراهانش در آن جزيره پياده شدند . در جنگلى كه از انبوه درختان متراكم بود مقدار زيادى چوب و تنهء درختان را مشاهده كردند كه از روزگاران قديم روى هم انباشته شده بود ، ناخدا و همراهان در اطراف جنگل به گردش مشغول شدند تا در ميان چوبها و تنه درختان يكى را براى دگل كشتى انتخاب كنند اتفاقا نظرشان به يك تنه درخت صاف و بلند محكمى افتاد كه از قديم چوب‌هاى زيادى روى آن را پوشيده و براى دگل كشتى مناسب‌تر از آن ممكن نبود . ناخدا آن را اندازه گرفت و درازاى آن را بيش از حاجت ديد دستور داد با اره مقدار پنجاه وجب كه مورد حاجت بود از آن جدا كنند . همين كه اره را به

--> ( 1 ) - جمله ميان دو هلال در متن عربى ساقط است و بجاى آن نقطه گذارى شده ولى در متن فرانسه آورده شده است .