بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

33

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

و سبك شدند به صورت غبار درمىآيند و باد آنها را قطعه قطعه كرده پراكنده مىسازد . در اين حالت تنين در ابر ، خوددارى نتواند و به ناچار در دريا و يا در خشكى ساقط مىشود . اگر ارادهء خداوند به آزار قومى تعلق گيرد آن حيوان خطرناك را به سرزمين آن قوم مىافكند تا شترها و گاوها و اسب‌ها و ساير احشام آنان را در اندك زمانى ببلعد و مردان را نيز هلاك سازد و همين كه طعمهء حيوان در آن سرزمين ناياب گشت مىميرد و يا خداوند او را هلاك مىكند . بعضى از دريانوردان و مسافران و بازرگانان براى من نقل كرده‌اند كه آنها بيش از يك دفعه اين حيوان را با آن هيكل سياه و دراز در ابر ديده‌اند كه از بالاى سر آنها مىگذشته است وقتى كه ابرها از هم جدا مىشدند حيوان پائين مىآمد همين كه دم او از ابر خارج مىشد و در هوا احساس برودت مىكرد فورا خود را جمع كرده درون ابر پنهان مىشد و از نظر غايب مىگشت . فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . [ داستان شمارهء ] : 25 ابو زهر برختى حكايتى از مارهاى كشور هند كه از يك نفر پزشك هندى اهل سرنديب شنيده بود براى من چنين نقل كرد : در سرزمين هندوستان سه هزار و يكصد و بيست نوع مار وجود دارد كه بدجنس‌ترين آنها در زمين تاكا يافت مىشود . هنگامى كه باد از سوى سرزمين مارهاى تاكا شروع به وزيدن مىكند تمام حيوانات از پرنده و چرنده تا مسافت سه فرسنگ از اثر اين باد مسموم و هلاك مىشوند . بدين جهت اهالى تاكا در هر سال ، جز روزهاى معينى ، در آن سرزمين باقى نمىمانند هر زمان كه باد از جانب دريا بوزد در اماكن خود مىمانند و زمانى كه وزش باد از