بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

20

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

هولناكى برافروخته‌اند و باعث ترس و وحشت مردم نادان مىشود . هنگام روز و طلوع آفتاب منظرهء آتش به كلى ناپديد گشته و آب نمايان مىگردد اين منظرهء آتش از اسپانيا نيز ديده مىشود . من يك مرتبه از اينجا عبور كرده‌ام و اين دومين دفعه است كه به اينجا مىآيم . گفتار آن مرد موجب آرامش و نشاط اهالى شد و در سرتاسر كشتى اطمينان و خوشحالى برقرار گشت و هركس به خوردن و آشاميدن مشغول شد ، ترس و وحشت به كلى از ميان رفت . در اين هنگام باد و طوفان نيز تسكين يافت و دريا آرامش خود را از سر گرفت . كشتى هنگام طلوع آفتاب به جزيره نزديك شد . در آسمان صاف و هواى روشن ، خشكى در انظار كشتىنشينان پديدار گشت . كشتى در محل مناسبى لنگر انداخت و تمام مسافرين از كشتى پياده شده با خوشحالى فراوان روى شن‌هاى ساحل كه از ديدار آن بىاندازه شادمان شده بودند به غلطيدن و آسايش مشغول شدند و در كشتى احدى باقى نمانده بود . ناگاه از درون جزيره جمعيت انبوهى از زنان - كه خدا مىداند عدهء آنها چقدر بود - سررسيدند و خود را به روى مردان كشتى انداختند به قسمى كه هريك مرد به دست متجاوز از هزار زن گرفتار شد . بدين قسم زنان جزيره تمام مردان را به طرف كوههاى اطراف بردند و از آنان به جبر تمناى تمتع داشتند . براى ربودن مردان ميان زنان نزاع و كشمكش درگرفت و مردها به اختيار قوىترين زنان درمىآمدند تا كار بدانجا كشيد كه مردها بر اثر ضعف و ناتوانى يكى پس از ديگرى بدرود حيات گفتند ، باز هم زنان دست از آنان نكشيده و خود را به روى نعش آنها مىافكندند بدون