بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )

12

عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )

به نظر مىرسد كه بادبانهاى كشتى را افراشته‌اند . [ داستان شمارهء ] : 10 از يك نفر عراقى شنيدم كه مىگفت : در يمن نزد دوستان خود كلهء ماهىاى را ديدم كه گوشت آن تماما فروريخته و فقط استخوان باقى مانده بود و به قدرى عظيم بود كه يك نفر انسان با تمام قد بدون اينكه سرش را خم كند مىتوانست از يك حدقهء چشم او داخل شده و از سوى ديگر خارج شود . در سال 310 يك فك از اين نوع ماهى را از درياى عمان براى مقتدر خليفه بردند و هنگامى كه مىخواستند آن را داخل عمارت كنند از در عمارت داخل نشد و ناچار شدند آن را از پنجرا وارد سازند . مرد عراقى مىگفت : از چشمهاى همين ماهى بيش از 500 پيمانه روغن گرفته‌اند . [ داستان شمارهء ] : 11 ابو محمد حسن بن عمرو داستانى را كه از بعضى دريانوردان شنيده بود براى من حكايت كرد كه زمانى كشتىاى از عدن به جده مسافرت مىكرد ، مقابل زيلع ماهىاى چنان ضربتى با سر خود به كشتى زد كه سرنشينان كشتى يقين كردند كشتى شكسته و سوراخ شده است ، كارگران به عجله به سوى انبار آب كشتى روانه شدند تا به مرمت آن بپردازند اما هرچه تجسس كردند سوراخى در آن نيافتند ، از اين واقعه تمام متعجب شدند كه با چنين ضربت شديدى اندك اثرى در كشتى پديدار نگشت . وقتى كشتى به جده رسيد و آن را براى تعمير به خشكى بردند