بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
108
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
كه مردم آن عصر بدانجا دست نيابند ، خداوند نيز استدعاى او را پذيرفت و قبرش را در جزاير اندمان قرار داد زيرا اندمان مكانى است كه احدى به آنجا قدم نگذاشته است كه بازگشته باشد . شخصى كه به كشور طلا رفته بود براى من حكايت كرد كه در صنفين مردى را ديده است كه او با جمعى از همسفرهاى خود به جزاير اندمان رفته تمام همراهان او در آنجا خورده شدهاند و تنها آن مرد نجات يافته و بازگشته است و اين داستان نيز از زبان آن مرد نقل شده است . [ داستان شمارهء ] : 88 داستان مرواريد معروف به در يتيم را از دريانوردان چنين شنيدم كه اين گوهر گرانبها از اين جهت در يتيم ناميده شده كه در دنيا جفتى براى آن يافت نشده است . يكى از معتمدترين آنها حكايت كرد كه در عمان مرد شرافتمند و خوشرفتارى بوده است موسوم به مسلم بن بشر كه به شغل صيد مرواريد اشتغال داشت . اين مرد همواره مال و سرمايهء خود را صرف استخدام و تجهيز غواصان كرده و آنها را براى صيد مرواريد به دريا مىفرستاد ولى هيچ فايدهاى عايد او نمىشد تا آنكه تمام ثروت و سرمايهء خود را از دست داد حتى لباس و اسباب قابل فروش نيز برايش باقى نماند . تنها دارائى او منحصر شد به خلخال زنش كه صد دينار بهاى آن بود روزى به زن خود گفت بيا و اين خلخال را به من قرض بده تا با بهاى آن بار ديگر غواص به دريا فرستم شايد خداوند كرم كند و چيزى عايد ما بشود . زن گفت : اى مرد ديگر چيزى براى ما باقى نمانده است و ذخيرهاى در دست نداريم كه با آن زندگى كنيم و ممكن است از فقر و تنگدستى هلاك شويم . اگر اين خلخال را بفروشيم و بهاى آن را صرف