بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
104
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
تنگه پرتاب شد و دور از آتش به زمين افتاد كركسها كه عدهء بىشمارى در آنجا در پروازند بر روى قطعه گوشت فرود آمده آن را به هوا مىبرند . اهالى كركسها را در هوا دنبال كرده و دانههاى الماس را كه به گوشت چسبيده و از هوا به زمين مىافتد برمىدارند و يا به نقطهاى كه كركس فرود آمده و گوشت را خورده است رفته و پارههاى الماس را پيدا مىكنند . گاهى پارههاى گوشت از منجنيق به آتش افتاده مىسوزد ، زمانى هم كه كركسها مىخواهند گوشت را از نزديك آتش بربايند در شعلههاى آتش مىسوزند ، گاهى هم اتفاق مىافتد كه كركسها گوشت را قبل از فرود آمدن به زمين در هوا مىربايند . اين بود طريقهء بدست آوردن الماس در آن نواحى ، در اغلب اوقات نيز اشخاصى كه بدانجا مىروند به وسيله مارها و يا در آتش تلف مىشوند . پادشاهان آن سرزمين بىنهايت مشتاق بدست آوردن الماس بوده و براى حصول مقصود زحمات زياد متحمل مىشوند و نظر به زيبائى و اهميت اين سنگ گرانبها كسانى را كه حرفهء آنها پيدا كردن الماس است تحت تفتيش و بازرسيهاى شديد قرار مىدهند . [ داستان شمارهء ] : 83 اسميعيلويه ناخدا مىگفت : در مسافرتى كه به سال 317 از كله به عمان مىكردم چند حادثهء بزرگ در يك سفر براى من پيشآمد كه براى هيچيك از ناخدايان قبل از من چنين حوادثى در يك سفر رخ نداده است . از كله كه حركت كردم در راه با هفتاد كشتى دزدان دريائى برخورد نمودم و سه روز متوالى با آنها جنگيدم ، چند كشتى آنان را به آتش كشيدم و