بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
103
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
كشتى عرضه مىدارند و در عوض چيزى از آنها درخواست مىكنند ، مسافران كشتى نيز ناچارند شخص غريب را گرفته در عوض متاعى به آنان ببخشند . بسا اوقات اشخاص كارآمدى گذارشان به اين جزاير مىافتد و براى اهالى كار مىكنند . اينها با الياف پوست نارگيل طناب مىبافند و به اهالى مىفروشند و در عوض عنبر مىستانند و در مدتى كه در ميان جزيره اقامت دارند بدين وسائل مالى اندوخته مىكنند تا زمانى كه كشتى ديگرى بيايد و از آنجا عزيمت نمايند . [ داستان شمارهء ] : 82 شخصى كه به هندوستان سفر كرده بود براى من حكايت كرد كه شنيده است در نواحى كشمير الماسهاى صاف و كمنظير و پربها به دست مىآيد . آن مكان تنگهاى است كه ميان دو كوه واقع شده و در آنجا در تمام اوقات شب و روز ، زمستان و تابستان آتش فروزانى شعلهور است و در همينجاست كه الماس يافت مىشود . طالبين آن منحصراند به طايفهاى از اهالى هند سفلا كه جان خود را به خطر انداخته و در هر مرتبه گروهى از آنان جمع مىشوند و بدان مكان رهسپار مىگردند ، آنگاه در كنار تنگه گوسفند لاغرى را مىكشند و گوشت آن را قطعهقطعه مىسازند و قطعات گوشت را يكى پس از ديگرى به وسيلهء منجنيق به درون تنگه پرتاب مىكنند زيرا ورود به تنگه به چندين جهت غيرمقدور است يكى حرارت آتش كه مانع نزديك شدن به آنجا است ، ديگر آنكه افعىها و مارهاىگزندهء بىشمارى در اطراف آتش وجود دارند كه نزديك شدن به آنها موجب هلاكت است . همين كه پارههاى گوشت به درون