بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
95
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
خانهاى مىگذشت از درون خانه بول بر او ريختند مرد بايستاد و فرياد كرد : اين چه آبى بود ؟ آيا با آن دست و دهان شستهاند ؟ - در نظر آن طايفه آب دست و دهان پليدترين چيزهاست - از درون خانه جواب رسيد : خير آقا چيزى نبود بول طفل است كه الآن ادرار كرده بود ! آن مرد گفت : ( كنّا ) يعنى بسيار خوب و راه خود را گرفت و رفت . به زعم آنان بول انسان پاكيزهتر از آبى است كه دست و دهان در آن شسته شده باشد ! [ داستان شمارهء ] : 68 باز شنيدم كه مردم هند پس از قضاى حاجت به سوى بركههائى كه در فصل باران آب كوه و دشت در آن جمع مىشود رفته خود را در آن مىشويند . بعد از تطهير قدرى آب در دهان گرفته از بركه بيرون مىآيند و آب دهان را آنسوتر به زمين مىريزند تا آب بركه به آب دهان آلوده و پليد نشود . [ داستان شمارهء ] : 69 از زبان شخصى كه به سرنديب مسافرت كرده و با اهل آنجا آميزش داشته بود شنيدم كه يكى از عادات و رسوم سلطان سرنديب در معاملات اين است كه در جايگاه خود به ساحل شط نشسته ماليات امتعه را تعيين مىنمايد . [ داستان شمارهء ] : 70 يكى از دريانوردان داستان مدهشى از مارهاى كولمملى حكايت مىكرد و مىگفت در آن سرزمين مارى است كه آن را ناغران مىنامند ،