جعفر شهرى باف
284
طهران قديم ( فارسى )
خرب زه معالج امراض : بول و شير و عرق ، پوست ، هضم ، چشم ، نزله ، سنگ كليه ، غثيان ، جوشها ، نعوظ ، مثانه با طبيعت معتدل و هر نوع آن از خربزه و گرمگ و طالبى و شهرى و دستنبو همه از خانوادهء خربزه و از صنف او بوده و بهترين و بىآزارترين آنها گرمك مىباشد . خوردن خربزه با اغذيه كثيف مانند پنير باعث گير و سده در اندرون ميگردد و بعد از طعام موجب كرم و تخمه مىشود و بهترين اوقات خوردن آن ميان دو غذا يعنى در وقتى است كه غذاى اول در معده هضم شده باشد . از خاصيت خربزه است كه بسرعت خود را به خلط غالب مىرساند يعنى اگر حرارت در مزاج غلبه كرده باشد آن را قوىتر ساخته و اگر برودت زورآور شده باشد آن را نيرومندتر و آزارندهتر ميسازد . خربزه زيادتر موافق طبع و صفراوىمزاجها و سودائىها و خوردن آن در ناشتا موجب تبهاى تند مىشود . خربزه باعث جريان بول و زياد شدن شير و عرق و لطيفكننده پوست و نرم كننده غذا در معده و سبب هضم طعام مىباشد . گذاشتن گوشت خربزه بر روى چشم دردناك درد و ورم آن را فرونشانده تسكين ميدهد . ماليدن گوشت خربزه با ( بوره ) به تن باعث جلا و لطافت پوست و ادامه آن رفع لك و پيس و برص و بدرنگى پوست مىكند . ضماد پوست او كه كوبيده بر پيشانى و سينه بندند ، خصوصا در اطفال رفع نزله و آبريزش بينى و خلط سينه مىكند . خوردن مشتى از پوست خشك كوبيدهء او تا چند روز با آب سنگ كليه را ميريزاند .