جعفر شهرى باف

26

طهران قديم ( فارسى )

شكستن بودند و ميخواست آتش براى كباب درست بكند كبريت به ذغال ميكشيد و سه قوطى كبريت را به آخر رسانيد و عاقبت هم نتوانست در اين حد شعور بخرج بدهد كه وسيلهء چوب و كاغذ و كهنه و چيزى كه كبريت به آن كشيده به روى ذغال نهاده باد بزند آن را تبديل به آتش بكند ! و اما طرز استفاده از كتاب اين‌كه يك‌مرتبه آن را از ابتدا تا انتها خوانده به مطالبش آشنا شده سپس به عمل آوريم . خواندنى كه خود نوعى ممارست بوده ، عملى آن سهل مىكند و پس از آن خواندن به كار بستن كه ابتدا بدون كم و زياد نظر به كتاب داشته باشيم و ديگر اين‌كه چند دستور را با هم به كار نگرفته ، بلكه يك‌يك و اين‌كه پختن يك غذا را به كمال رسانيده به نوع ديگر آن‌رو بياوريم ، و اين‌كه هرچه ، از غذا و غير آن را از كم و مقدار اندك و در ظرفيت يكى دو نفر تهيه كنيم . و ديگر كه هر آينه غذائى تند و شور و خراب از آب درآمد بجاى دل‌آزرده شدن سعى در اصلاحش براى نوبت بعد بكنيم . چه هر مبتدى ناگزير از خراب كردن در شروع به كار مىباشد . مخصوصا در آشپزى كه آن را كار آب و آتش گفته ، هر ضررش موجب تجربه‌اى شده عقلى را زياد مىكند ؛ و در آخر كه ملانقطى نبوده عادت به كتاب نكنند تا براى هر مختصر به آن رجوع بكنند ، بلكه مطالب آن به سينه سپرده در عمل به حافظه رجوع نموده عقل و ابتكار خود شريك بكنند ، كه هميشه و در همه‌جا كتاب در اختيار نميباشد .