جعفر شهرى باف

31

طهران قديم ( فارسى )

دوستان پدران خود را احترام بگذارند تا بر آبرويشان بيفزايد . زن را قلاده‌اى بر گردن مرد ميدانستند كه بايد قبلا بداند چگونه قلاده‌اى بر گردن خود مياندازد و زن صالحه را از جواهر گرانبهاتر و زن ناصالح نانجيب را بىارزش‌تر از خاك ميديدند و عقيده داشتند كه زن غير صالحه خرج و غمش از شوهر و لذت و راحتش از آن ديگران مىباشد و از خواص زن خوب بود كه فرزندآور و دوست شوهر و صاحب عفت و غمخوار شوهر و در نزد خويشاوندان خويش عزيز و در برابر شوهرش ذليل باشد . زينت را از براى شوهر بخواهد و از ديگران شرم نمايد و عفت ورزد و هرچه شوهر گويد بشنود و هرچه فرمان دهد اطاعت نمايد و چون شوهر خلوت خواهد مضايقه نداشته باشد ، اما به شوهر درنياويزد و تكليف به جماع ننمايد و بدترين آنها زنى كه در ميان قوم خود خوار باشد و بر شوهر مسلط باشد و فرزند نياورده و كينه بورزد و از اعمال قبيحه پروا ننمايد . چون شوهر غايب باشد زينت كرده خود را به ديگران نمايد و در نزد شوهر مستورى گزيند و سخن شوهر نشنود و اطاعت نداشته باشد و اهل عناد و لجاج و ديرگذشت و بىگذشت باشد . و ديگر جمع نيكيها را براى مردى كه دل‌شكسته و تن خاضع و زبان ذاكر و بدن صبور هر بلا داشته باشد ديده و براى زن ايمان و عفت و اين‌كه از ملاقات شوهر شاد و از دوريش غمگين شود ميدانستند و كمال آن را در فرزندى كه مطيع و دوستدار پدر و مادر بوده باشد . ديگر اين دستور براى زن‌خواه كه زن از طايفه و هم‌شأن خود بخواهند و باكره اختيار كنند و زن را جهت مال او اختيار ننمايند و ديندار بگيرند و هنگام زفاف رو بسوى خدا آورند و در عروسى وليمه دهند و به زن اظهار محبت و اشتياق داشته باشند و خوبىهايش را اظهار نمايند و در جماع نام خدا بر زبان آورند و در عفت زن غيرت داشته باشند .