جعفر شهرى باف
95
طهران قديم ( فارسى )
خواص اشياء سر عقد قابل توجه است كه اشياء پاى عقد كاملا مورد استفاده ، بلكه وسيلهى مصارف مهم قرار ميگرفت ، به اين حساب كه بعد از اتمام كارها نان عقد را قسمت كرده هريك لقمهاى ميخوردند كه روزيشان زياد شده دلشان مايهء شادمانى داشته باشد . نبات آن را براى صلح و صفاى ميان زن و شوهر ميبردند . از خوردن نقل آن تا چهل روز در دلشان شادى و نشاط ميآمد . سكههاى آن را مايهء كيسه ميكردند . « 75 » قلياب آن ، اگر از سر عقد پسرعمو دخترعمو بود به كار باطل سحر ميآمد ، به اين دستور كه چهل دختر نابالغ آن را در شب چهارشنبه كوبيده با سركه مخلوط بكنند و شك نميكردند كه هر سحرى را باطل ميسازد . اسفند آن به كار كارگشائى ميآمد و رفع چشمزخم مينمود و تكاندن خود سفرهء عقد بر سر دختر و بيوهزن باعث گشايش بخت و رفتنشان به خانهء شوهر ميگرديد . موم آن اسباب كار افسون و دعاى محبت بود كه جهت نرم كردن دل مطلوب و شوهر و معشوق
--> ( 75 ) . زن و مرد هركدام براى پول خود بجاى كيف كيسهاى داشتند كه مال زنها كوچكتر و از آن مردها بزرگتر دوخته ميشد . كيسههائى از مخمل و شال و ترمه و زرى با ليفهاى دوبنده كه از دو طرف بندهاى آن كشيده ميشد و بر سر قيطان بندهاى آن منگولههائى از ابريشم يا نقره يا طلا بود كه در جيب جا ميگرفت . اسكناس هنوز رواج كامل نيافته ارزش خود را بدست نياورده بود و همچنان سالمندان و پيران آن را به حساب پول نياورده ، سكه را پول حقيقى ميدانستند . يكى از اسباب پز و قمپز و خودنمائى نمايش كيسه پول بود كه براى هر خريد در آن را گشوده جلو مردم واژگون كرده محتويات آن را همراه از بالا به پائين به كف دست ريختن كه صدا كند به رخ مردم ميكشيدند . در راه و حركت دست در جيب بر آن زدن و صدا از آن بيرون آوردن نيز از ديگر نمايش دادن پول بود كه تظاهر ميكردند . جاى كيسه پول براى داشمشدىها جيب پائين قبا بود و براى محتاطان پر شال ، از داخل پيراهن كه از دستبرد در امان بوده باشد . يكى از هدايا و پيشكشهاى زنها و دخترها براى معشوق و رفقا كيسه پولهاى قشنگ پركار بود كه برايشان دوخته ، آن را سوزنزنىهاى جالب كرده با آن درد دلهاى خود را در آنها ميآوردند .