جعفر شهرى باف

96

طهران قديم ( فارسى )

به كار ميرفت . خطبهء عقد با رفتن عروس به اطاق عقد و نشستن پاى سفره‌ى عقد و آماده شدن ، عاقد از پدر داماد و پدر عروس وكالت گرفته ( يا اللّه ) گويان به پشت در اطاق رفته چهار زانو نشسته حضور خود را اعلام و زنها را امر به سكوت و توجه به مطالب خود مينمود . مقدمتا لازم بود كه قبل از كسب اجازه ، خطبهء عقد را به عربى ، با ترجمه‌اش در اين مضامين قرائت بكند : قال رسول اللّه ، يعنى اين حرف پيغمبر خداست ، كه بر هر مرد و زن مسلمان واجب است كه نكاح نمايد . نصف دين را نكاح و نصف ديگرش را تقوا و ايمان حفظ مىكند . نكاح ، زن و مرد را از شرها و وسوسه‌هاى شياطين بدور ميدارد . خداوند مردان خوب را براى زنان خوب و زنان خوب را براى مردان خوب خلق كرده و پاكان و طاهران را براى هم كه انيس يكدگر گشته از هم كامروائى نمايند . هر زن و مردى كه نكاح كنند ملائك آسمان براى آنها دعاى خير ميكنند . . . و پس از آن صورت دادوستد در آن باره را كه چقدر مهر و چقدر نقد و چند دست لباس و چه مقدار طلا جواهر و چه مبلغ شيربها و چه و چه مىباشد را به پيش ميكشيد و آن را هم به اين صورت ذكر مينمود : مخدره‌ى ، طيبه‌ى ، عفيفه‌ى ، باكره‌ى عليه ، دختر خانم مثلا تاج الملوك اجازه دارم شما را با يك جلد كلام اللّه و اين مقدار مهر و يك جام آئينه و يك جفت چراغ ، شمعدان كه بنظرتان رسيده و ده يا پنج و كمتر و زيادتر دست لباس و چهار جفت اروسى و اين مقدار جواهر كه مثلا شامل يك حلقه انگشترى و يك رشته سينه‌ريز و يك طوق گلوبند و يك زوج آويز گوشواره و دو جفت النگو « 76 » و اين مبلغ شيربها كه زنها ( شيرباهه ) ميگفتند كه اين مبلغ از مهر نقدا

--> ( 76 ) . النگو نيز رسم بود كه زوج و براى هردو دست باشد .