جعفر شهرى باف

91

طهران قديم ( فارسى )

ميبردند . بايد خاطرنشان ساخت كه مشابه همين حمام براى داماد بود اضافه بر اينكه در بيرون آمدن داماد از حمام جلوش گوسفند ميكشتند . بزك عروس بعد از حمام نوبت به بزك عروس ميرسيد كه در اطاق خلوتيش برده مشغول ميشدند : اگر عروس ابرويش پيوسته بود ( وسمه ) « 63 » و ( رنگ ) « 64 » ميبستند . اگر لنگه به لنگه ( ميان ابروباز ) بود فندق سوزانده ميكشيدند . سرش را فر ( قشوئى ) « 65 » يا لوله‌اى « 66 » زده گيسوانش را دو تا يا هفت تا ، تا بيست و يكىاى و چهل‌تائى بافته ، دوتائى را از روى شانه‌هايش به جلو و زيادتر از آن را دور گردنش ميانداختند . « 67 » چشمانش را سرمه ميكشيدند . صورت و گردنش را

--> ( 63 ) . برگى كه چون سائيده‌اش در آب خيس شود رنگ سياه پس ميدهد كه آن را زنها در ظرفى باسم وسمه‌جوش جوشانده به كار ميبردند . طريق استفاده از آن به اين صورت بود كه اول ( رنگ ) كه آن نيز سائيدهء برگ رنگين ديگر بود بسته با وسمه آن را آب ميدادند ، جداگانه نيز به كار ميبردند . از خواصش آنكه بجز سياه كردن و رنگ كردن ابرو موى ابرو را نيز تقويت مينمود . اثر تقويتش براى چشم هم امتحان شده بود ( كس نتواند گرفت دامن دولت به زور - كوشش بيفايده است وسمه بر ابروى كور ) . ( 64 ) . برگى براى رنگ كردن پارچه و مو كه ذكرش در وسمه گذشت . ( 65 ) . فرى از دو قطعه فلز كنگره شده با دو دسته مانند قيچى چمن‌زنى كه چون گرم كرده مو را ميانش گذاشته بهم ميفشردند آن را مجعد و پله‌پله مينمود . اين فر را جهت سرعت و سهولت غالبا دهانش را گشوده بالاى لولهء چراغ ميگذاشتند كه گاهى با يك فر زدن چند لوله چراغ مىشكستند . ( 66 ) . ناودان باريكى كه مفتولى باريكى انگشت كوچك در آن مينشست ، به صورت فر قشوئى با دو دسته چوبى همانند قيچى كه گرم كرده مو را لايش گذارده ميپيچيدند ، كه لوله‌لوله مينمود . ( 67 ) . براى درست كردن سر و زلف عروس وظيفهء مادر شوهر بود كه پولى باسم ( زيرزلفى ) به -