جعفر شهرى باف

90

طهران قديم ( فارسى )

نشانيده ، زمين را برايش چگونه شستشو نمايند . خاله شوهر را چگونه عزت گذاشته خانم خانم بگويند . جارى عروس را چگونه رعايت نمايند كه بالادست عروس شمرده شده ، نه زير دست آن قرار بگيرد . عروس را چطور دقت در شستشويش نموده ، چگونه تنش را دست كشيده چطور پيه و وازلين و روغن چراغ به بدنش بمالند كه چركش آماده شده ، لوله لوله بيايد و به همين قرار دست و پا و صورت و گردن پس و پيش و نهانگاهش را چه‌جور سفيدآب ماليده سائيده نظيف كنند كه مورد پسند قرار بگيرد و همراهان عروس را چه‌سان بهر كدام عزت گذاشته ، دم بدم آب سرد و گرم به تنشان ريخته ، چاىخورها را چاى و قليان‌كش‌ها را قليان و گرمازدگان را آب خنك و شربت و يخ برسانند . تا عروس را شسته ، آب كشيده ، قطيفه پوشانده ، درها را برايش كنار نگاهداشته ، بيرونش بياورند و آنگاه جهتش منقل گردانده ، اسفند و عود و كندر در آتش ريخته هزار مرتبه ( ما شا للا . لا حول و لا . بتركه چشم حسود و حسد . مبارك مبارك ، بحرمت تبارك ) گفته ، شادى كرده ، رقصيده ، گلاب به سر و روى اين و آن بيفشانند . در سربينه بعضىها مطرب زنانه نشانيده ، بعضىها مولودىخوان كه تولد حضرت فاطمه زهرا را مداحى مينمود ميآوردند و يا با طاس و دولچه و طشت و سطل و لگن خودشان بساط ساز و طرب را راه انداخته بزن و بكوب ميكردند و در هر صورت چنان سر و صدائى راه ميانداختند كه با همه در و دربندان بستگى حمام صداى آنها تا چند كوچه آنطرف‌تر به گوش ميرسيد و همين صداها بود كه اطلاع بيرون آمدن عروس را از حمام داده ، جماعاتى از زنان و دختران اهل محل را به پشت در حمام ميكشيد . پس از آن چادر سرش كرده نقل و شاهى سفيد بر سرش ريخته لىلى لىلى كرده رويش را محكم ميپوشاندند و در حالى كه اطرافش را جهت حفظ از ( چشم و نظر ) بد و ديد نامحرم مثل ديوار حصار كشيده در وسطش ميگرفتند بيرونش