جعفر شهرى باف
89
طهران قديم ( فارسى )
سماور بزرگى كه از صبح در سربينه ميجوشيد و آماده و منقل آتشى براى چاق كردن قليانها كه آماده شده به تواتر ، همراه چاى به گرمخانه ميرسيد ، و زدن و خواندن و رقصيدنهاى با سينى و لگن و مشربه ، بطور مداوم كه اهل محل را به تماشاى آن به طاق حمام و كنار و گوشههاى شيشهها و دريچههاى باز و بستهء سقف آن ميكشيد . اين حمام بود كه هريك از خدمهى آن مانند دلاك و آبگير « 61 » و جامهدار « 62 » به نوائى رسيده انعامهاى جانانه از حاضران جمع مينمودند و از كارهائى كه در آن قيل و قالها انجام ميدادند عبارت بود از اينكه خواهرشوهر را كجاى حمام
--> ( 61 ) . كارگرى كه مواظبت آب آوردن براى مشترى و به سرش موقع سر و تنشوئى ريختن و لگنش را پر كردن بكند . همچنين كه مجمعه زيرش و سينى لوازمش را جلووش ميگذارد و براى سرشوئى برايش كف درست بكند و اسباب حمامش را بشويد و اسباب حمامش را كه از خانهاش آورده بود به خانهاش ببرد . ( 62 ) . كارگرى كه بغچه حمام مشترى را انداخته جمع بكند .