جعفر شهرى باف
76
طهران قديم ( فارسى )
تلمبه زده ، آنجا يعنى بالاى سقف چراغ پرنور مىشود ميگرديد ! تا در تعقيب آنها كه زنبورىهاى فانوسى و آويزى حبابدار و بىحباب كه حبابدارهايش طبقى بسيار زيبا با شرابههاى قشنگ داشت به بازار آمده به منازل راه يافت و با همينها هم بود كه حالت طبيعى دلخواه شاعرانهى شمع و چلچراغ از ميان رفته جاى خود را به وزوز و سر و صداى زنبورىها سپرد و آمدن برق كه همه را منسوخ گردانيد . حنابندان « 27 » در اينجا لازم است چند روز به عقب برگشته بگوئيم سه چهار روز به عقد مانده كه روز آن باز مطابق تقويم و ساعت معلوم ميشد ( حنابندان ) انجام ميگرفت و اين اولين آرايش بود كه با آن دختر رسما ( نشان ) شده در رديف شوهر كردهها درميآمد به اين صورت كه اگر اسباب عقد چند روز جلوتر فرستاده شده بود از همان حناى ارسالى خانه داماد و اگرنه ، از طرف خود عروسان كه آن را يكى از زنان سفيدبخت خريده بود ترتيب مييافت كه از صبح زود روز حنا « 28 » بندان قوم و خويشها از دو طرف كه بعضى نان چائى « 29 » خود را در خانه عروس ميخوردند وارد شده ، ديگ بزرگ آش رشتهاى بار گذاشته ميشد و از نزديك ظهر دوستان و همبازىها و همسالهاى عروس از جمله دختر همسايهها . اگر مكتب رفته بود ،
--> ( 27 ) . اول روز رسميت يافتن ازدواج . روزى كه دست و پاى عروس را با بستن حنا رنگين ميكردند . اولين آرايش عروس . ( 28 ) . برگ سائيده درختى كه چون در آب خيسانده مانند خمير بر دست و پا يا مو نهند آن را رنگين كرده قرمز روشن مىكند . اسم رنگ حنائى از رنگ حنا كه سرخ مخصوصى مىباشد گرفته شده ، مدت تأملش تا رنگ كامل پس دهد دو ساعت مىباشد ، با آب نيز شسته مىشود . ( 29 ) . اسم صبحانه .